1. Skip to Menu
  2. Skip to Content
  3. Skip to Footer>

منو - آموزش

 

 

 

 

یکی از فراوانترین مسائل و مشکلاتی که باعث مراجعه افراد به روانشناس و روانپزشک می شود اختلال وسواس است. مسئله ای که در جمعیت ایرانی به ویژه در شهرهایی مثل یزد، اصفهان و قم و خصوصا در بین زنان به وفور دیده می شود وسواس هایی با ماهیت رفتارهای اجباری و به ویژه وسواس نجس و پاکی است.

اگر از روانشناسان و روانپزشکان شهر یزد بپرسیم یحتمل خواهند گفت که حجم عمده ای از مراجعین آن ها را افراد وسواسی تشکیل می دهند. اگر نگاهی اجمالی به آمار مراجعین به کلینیک های روانپزشکی و روانشناسی بیندازیم ( به عنوان نمونه کلینیک تخصصی مغز و اعصاب و روان بهمن یزد) در خواهیم یافت که شاید بالغ بر 50 درصد مراجعین به خصوص برای روانشاسان مرکز، افراد وسواسی هستند که البته همانطور که ذکر شد اغلب آنها را زنان تشکیل می دهند. در کنار این آمار و مراجعین به مراکز که تابلو بالینی بارزی را نشان می دهند بسیاری از رفتارهایی که به عنوان الگوهای فرهنگی در بین یزدی ها دیده می شود نشان دهنده رفتارهای وسواسی است. مثلا تمایل به ذخیره کردن و نگهداری اشیاء بی مصرف و دور نریختن اجناس بلااستفاده. اگر به زیر زمین یا انباری خانه ی یک خانواده ی یزدی سر بزنیم نمونه ی بارز این رفتار را خواهیم دید! اجناسی که ده ها سال است نه مورد استفاده قرار می گیرد و نه دور ریخته می شود. یا تاکید بیش از حد بر تمیزی و نجس و پاکی نیز از همین دسته است. هدف از این نوشته، درمان اختلال وسواس خواننده نیست، چراکه درمان وسواس نیاز به جلسات بلند مدت روان درمانی و احیانا دارو درمانی دارد. در این نوشته سعی بر این است که اشاره کوتاهی به علت شناسی وسواس، انواع مختلف آن و شیوه های درمانی آن شود تا افرادی که نا امیدانه وسواس خود را تحمل می کنند با شیوه های غلبه بر آن به طور کلی آشنا شوند.

پژوهش ها نشان می دهد که از زمان شروعی وسواس در یک فرد تا مراجعه او به یک روانشناس یا روانپزشک برای درمان به طور متوسط 7 سال طول می کشد. این بدان معناست که فرد وسواسی سالها وسواس خود را تحمل می کند و بعد از اینکه شدت وسواس به حد غیر قابل تحملی رسید تصمیم به درمان می گیرد. این در حالی است که بسیاری از مبتلایان هرگز برای درمان وسواس خود اقدام نمی کنند. بر اساس دستنامه تشخیصی و آماری اختلالات روانی می توان وسواس را به دو گروه وسواس فکری و وسواس عملی یا اجباری تقسیم کرد. منظور از وسواس فکری، افکار، تصاویر یا امیال (تکانه) تکراری و آزار دهنده است که بر خلاف خواست فرد به ذهن او وارد می شود و همیشه با خود اضطراب به همراه دارد. این افکار یا تصاویر با موضوعات مختلف از قبیل پرخاشگری، مذهبی، جنسی و مانند این ها وجود دارد. مثلا مادری که دائم تصویر آسیب زدن به فرزند در ذهنش ایجاد می شود یا فرد معتقدی که بر خلاف میلش افکاری با مضمون توهین به مقدسات در ذهنش خطور می کند. بدیهی است که این افکار با خود اضطراب فراوانی به همراه می آورد و سعی بیمار برای جلوگیری از این افکار نیز غالبا اثر برعکس دارد. نگرانی فرد مبتلا به وسواس فکری غالبا این است که نکند به این افکار وسواسی جامه عمل بپوشاند. مثلا مادری که ترس از این دارد که شاید به خاطر افکارش به فرزند خود آسیب برساند یا فرد معتقدی که نگران این باشد که بی اختیار افکار کفر آلود خود را به زبان جاری کند. باید دانست که پژوهش ها نشان می دهد اینگونه افکار کم و بیش در ذهن 85 درصد از مردم می گذرد اما اینکه چرا تنها درصد کمی از افراد مبتلا به وسواس فکری می شوند علل واضحی دارد. یکی اینکه فرد وسواسی فکر را همتراز با واقعیت می داند. یعنی معتقد است فکر پرخاشگری هم به اندازه ی عمل به آن نادرست است یا اینکه احتمال می دهند این افکار به واقعیت منجر شود. متأسفانه در سال های اخیر می بینیم که جریاناتی بی پایه و غیرعلمی از قبیل تکنولوژی فکر، قانون راز و خلأ و مانند این ها اینگونه به مردم القاء کرده اند که از یک سو کنترل همه افکار به دست ماست و از سوی دیگر آنچه در ذهن ما می گذرد به واسطه ی انرژی هایی منجر به واقعیت خواهد شد. اعتقاد به این موضوعات فرد وسواسی را دچار رنج مضاعف خواهد کرد. چرا که از یک سو می خواهد همه افکار خود را کنترل کند و از دیگر سو، نگران تأثیر ماورایی این افکار در زندگی خود است. مثال واقعی این موضوع مراجعی است که به علت تجربه سقط جنین دچار این نوع وسواس فکری با موضوع از دست رفتن دو فرزند دیگرش شده بود. تصاویر و افکار تکراری این مادر وسواسی این بود که فرزندانش را در حین تصادف و با آسیب جدی منجر به مرگ تصور می کرد و بر اساس قوانین غیر علمی راز و خلأ نگران این بود که چون اینگونه فکر می کند پس حتما فرزندانش خواهند مرد و این یعنی همان رنج مضاعف. در حالیکه روانشناسی علمی معتقد است بسیاری از افکار در کنترل ما نیستند که به این افکار (افکار خودآیند) گفته می شود. از سوی دیگر افکار منفی تا منجر به رفتار منفی نشوند قرار نیست به خودی خود تاثیر منفی در چینش حوادث روزمره  ما داشته باشند.


 

نوع دیگر از اختلال وسواس که نزد مردم شناخته شده تر نیز هست رفتارهایی اجباری است. این وسواس ها شامل شستشو، چک کردن، شمردن، ذخیره کردن، نظم و ترتیب و ... است. فرد مبتلا گزارش می کند که در موقعیت های خاصی ( به عنوان مثال دستشویی) دچار تنش شده و تا رفتار وسواسی ( به عنوان مثال شستشوی طولانی) را انجام ندهد تنش او برطرف نمی شود.

سؤالی که پیش می آید این است که چرا با این که فرد وسواسی به واسطه ی رفتارهای وسواسی خود بسیار به عذاب می افتد و اذیت می شود، باز هم وسواس خود را سال ها ادامه می دهد. پاسخ این است که انجام رفتار وسواسی برای فرد مبتلا در بلند مدت تبدیل به وسیله ای برای کاهش تنش و اضطراب می شود. یعنی هرجا که فرد وسواسی در موقعیت وسواس برانگیز قرار گرفت و دچار تنش و اضطراب شد بلافاصله به انجام تشریفات وسواسی می پردازد و در آن لحظه و به طور موقتی خود را آرام می کند.

ممکن است برای مبتلایان به وسواس این سؤال پیش بیاید که چرا مبتلا به وسواس شده اند. یکی از عوامل بحث ژنتیک است و عامل دیگر یادگیری. یک مادر مبتلا به وسواس علاوه بر اینکه ژن های احتمالی وسواس را به فرزند خود منتقل می کند، رفتارهای وسواسی را نیز به فرزند خود یاد می دهد. افراد وسواسی تمایل دارند که دیگران را هم وارد آیین های وسواسی خود کنند و در این بین فرزندان یک مادر یا پدر وسواسی در معرض بیشترین آسیب قرار دارند. بنابراین مادران وسواسی باید به شدت مراقب باشند که با تأکیدات بیش از حد خود بر رعایت تشریفات وسواسی، فرزندانی وسواسی پرورش ندهند.

حال برای درمان وسواس چه باید کرد؟! گام اول مراجعه به یک روانپزشک یا روانشناسی است که در زمینه وسواس با تجربه باشد. بر اساس نوع و شدت وسواس و با توجه به ارزیابی روانپزشک یا روانشناس درمان دارویی یا رفتاری توصیه می شود. در روان درمانی یا درمان رفتاری تعداد جلسات بین ده تا بیست جلسه است. نمی توان انتظار داشت که وسواسی که ده سال دوام داشته در طول چند هفته کاملا خوب شود. درمان وسواس زمان­بر است. از یک سو نمی توان انتظار داشت که بعد از پایان درمان هیچ نشانه ای از وسواس باقی نماند. هدف اصلی درمان رساندن شدت اختلال تا حدی است که قابل تحمل بوده و سبب اختلال در عملکرد فرد نشود. مراجعی داشتم که با شکایت وسواس شستشو مراجعه کرده بود و معتقد بود درمان های پیشین که توسط روانشناسان دیگر اعمال شده هیچ تأثیری بر بهبودی او نداشته بود. در طول جلسه کاشف به عمل آمد که شدت اختلال این مراجع به حدی بوده که هشت ساعت در روز را در حمام می گذارنده و بعد از درمان توسط یک روانشناس طول زمان استحمام به دو ساعت رسیده بود. هرچند این میزان زمان هم زیاد است اما کاهش آن تا این حد، موفقیت بزرگی برای درمانگر و درمانجو است. درمان وسواس یک درمان همکارانه و مشارکتی است که بدون تلاش و یاری درمانجو به نتیجه نخواهد رسید. درمان وسواس هرچند دشوار ولی شدنی و امید بخش است. در رفتار درمانی وسواس، توسط درمانگر شرایطی ترتیب داده خواهد شد که مراجع با وجود اینکه در موقعیت وسواسی قرار می گیرد بلافاصله به انجام تشریفات وسواسی نپردازد.  در کنار این تلاش می شود بر روی افکار (شناخت های) درمانجو کار شود تا پیش بینی های فاجعه آمیز او از نتایج احتمالی انجام ندادن رفتار وسواسی اصلاح شود. در کنار این، باید خانواده درمانجو نیز وارد فرایند درمان شوند، چراکه برخی رفتارهای اطرافیان، دانسته یا نادانسته باعث ایجاد خلل در فرایند درمان خواهد شد.

در هر صورت پیشنهاد اکید به افرادی که تا حدی خود را وسواسی می دانند (یا دیگران آن ها را وسواسی می دانند) این است که تا دیر نشده جهت مقابله و درمان وسواس خود اقدام کنند. چراکه وسواس میهمان ناخوانده، بی ملاحظه و دردسرسازی است که اگر در رفتارها و شخصیت ما جا خوش کند به این راحتی ها رفع زحمت نخواهد کرد!

 

 

فرزاد فرهودی

کارشناس ارشد روانشناسی بالینی

کلینیک چند تخصصی مغز و اعصاب و روان و مشاوره بهمن