1. Skip to Menu
  2. Skip to Content
  3. Skip to Footer>

عمومی - روابط عمومی

بنام خداوند بخشنده مهربان

 

 
 

بخشش كليد گذشت و رحمت است

يكي از بزرگترين و ارزشمند ترين درسي كه در زندگي آموخته ايم بخشش است .

پاسخ به اين سوال كه " ما براي چه در اينجا هستيم ؟ "  و  يا " ما براي چه آفريده شده ايم ؟"  اين است كه

سخاوت و دست و دل بازي فلسفه وجودي انسان و انسانيت را توجيه مي كند و اگر بتوانيم بدون دو دلي و يا

بدبيني به نهاد بشر و باتمام وجود اين درس را بياموزيم و بر معنيواقعي آن مسلط شويم ،‌شاهد برگزيدن گذشت و

رحمت  به عنوان يك شيوه و شعار جاودانگي زندگي خويشتن خواهيم بود .

به ياد داشته باشيم كه چون ما نمي توانيم مالك واقعي و دائمي چيزي باشيم ( چون در حقيقت مالك اصلي خداست ) لذا همه وابستگي ها و گرايش هاي ما  مانع جاري شدن و وفور نعمات خدادادي به زندگيمان مي شود .

از اينرو تنها راه خردمندانه اي كه در راستاي خير مستمر و ثواب جاري و پايدار باقي مي ماند اين است كه در امور خير يه كه عامه مردم از آن پيوسته بهره مند شده و خواهند شد ، بخشش كنيد . چه از خويشتن و چه از آن نعماتي كه مرتباً‌به زندگي شما با الطاف الهي وارد مي شوند .

يك واقعيت اين است كه اكثر ما آن چنان سرگرم احتكار و مال اندوزي و انباشتن براي خود و خانواده خويشتن هستيم كه فراموش مي كنيم اموال و نعماتي كه به لطف قدرت لايزال الهي نصيبمان شده و يا مي شود به جريان بيندازيم و همانند خون تازه به رگهاي بشريت تزريق كنيم .

 در حرص و عجله ايكه بعضي از ما براي مال اندوزي داريم ايجاد روابط خشن و آكنده از خشم با ديگران حتي با آنهاييكه نمي شناسيم مي كنيم ، زيرا همواره در وحشت هستيم كه مبادا چيزي از ما بستانند .

به خاطر بسپاريم اگر  انسانی بزرگوار و بخشنده هستيم محال است كه بتوانيم نسبت به ديگران رفتار خشم آلود و يا طعن آميز و تلخ ابراز كنيم . عوض اينكه دست بگير داشته باشيم و دائم در وسوسه گرفتن چيزي از ديگران باشيم ، هدف اصلي خود را بزل و بخشش به ديگران قراردهيم . گذشت و رحمت و عنايات خداوندي خود به خود به سوي ما  رو مي آورد .

يك حقيقت طنز آميز اين است كه هر چه كمتر دست بگير داشته باشيم و بي نياز از گرفتن باشيد و سخاوت طبع پيشه كنيم بطور مسلم خداوند نعمات بشتري را به سوي ما روانه مي سازد .

به قول صائب تبريزي :

مي فشانم هر چه مي گيرم ز ابر نو بهار                                   بر من احسان ، بر تمام خلق احسان كردن است

 

همه ما از صميم قلب به درستي اين مثل ايمان داريم كه مي گويد : (به هر دستي كه بدهي به همان دست باز مي ستاني )

همانطور كه مي دانيد اصول معيني در جسم مادي ما در كار هستند تا ما را زنده و سر پا نگاه دارند ، مانند ترشح بزاق ، هضم غذا ، دفع سمومات و ضايعات بدن و بسياري ديگر از اين اصول كه موجبات تداوم حيات و استفاده از نعمات و بركات خدادادي براي ما مي شود . غير از اين اصول متابوليسمي جسم و تن ما،‌همچنين بايد بدانيم كه وفور و بركات ،همزماني رهايش از افكار منفي و گرايش به افكار مثبت و سازنده و وحدت وجودي مستقل و صاحب انديشه و خرد اصول ديگري هستند كه بركا ئنات حاكمند و جهان بر آن پايدار است . تنها كار ما اين است كه خود را با آنها مرتبط و متصل كنيم و با آنها هماهنگ شويم و آنها را آزاد بگذاريم كه وجود ما ،براي ما و به سود ما وارد عمل شوند . درست همانند اصولي كه در جسم مادي در عمل هستند .

اگر با خويشتن و در درون خود (چه از بعد جسمي و چه از بعد رواني ) هماهنگ باشيم و در سازش و صلح و صفا  به سر بريم ، ناگزير همين صلح و صفا و سازش درون را به جهان برون عرضه مي كنيم و محور و نقطه تمركز ذهن ما مي شود . وچون بنا به نظر يات اثبات شده علماي علم فيزيك (بويژه فيزيك كوانتوم ) سرشار از انرژي هستیم و همه چيز ديگر نيز در جهان انرژي است . تنها چيزي كه باقي مي ماند اين است  كه اين انرژي را جاري سازيم و به آن مربوطه و متصل شويم و بدون هيچگونه مانع و رادعي تنها جريان يا بيم و اين انرژي را به بيرون از خود بتابانيم . آنچه قطعي است اينكه همان به سوي ما باز مي تابد و آنرا دريافت مي كنيم . اينجاست فلسفه بخشش بطور جدي و در راستاي آزاد روح و جسم و نشاط و شادابي دائمي مطرح مي شود .

پس  بخشش كنيم فقط بخاطر بخشيدن و هر آنچه به سوي ما باز مي گردد . مجدداً بخشش نموده وآنرا پس فرستيم تا اين گردش زيبنده و روح نواز كه سلامت ما نيز در گرو آن است را حفظ و تقويت كنيم و بزودي شاهد نه تنها ارتقاء كارآيي بلكه گشوده شدن در هاي رحمت واسعه الهي در زندگي خود خواهيم بود .

اگر به اين اصل الهي شك و ترديد كنيم نه تنها در زندگي كارآيي و توانمندي مورد لزوم را نخواهيم داشت بلكه اين شك و ترديد مانعي بر سر راه سلامت ما نيز خواهد شد .

هنگاميكه خود را به بخشيدن عادت دهيم شاهد يك تغيير جهت عمده در زندگي خود خواهيم بود . بذل و بخشش زندگي بسياري از بشردوستان را به شيوه اي غير قابل پيش بيني از نظر معنوي و مادي غني كرده است . زيرا آنها اعتقاد به بخشش دارند و اين بينش را مد نظر قرارداده اند ، كه ما براي بذل و بخشش در اين جهان هستيم و شرايط هر چه مي خواهد باشد عشق به همنوع مهم ترين چيزي است كه براي عرضه كردن در اختيار داريم .

ما مي توانيم تمرين عشق ورزيدن را به اين شيوه آغاز كنيم كه عشق و محبت را به آن بخشي از وجود خود كه در درد و رنج و افسردگي است آغاز كنيم و هنگامي كه دقيقاً با خود همراه و همدل و از براي خويشتن دلسوز هستيم ، بدل به بخشي از انرژي كائنات مي شويم ، يعني همان هشياري عالي تر و وجدان والاتر و آن روح خداگونه اي كه بالقوه در وجود همه ما نهفته است و مي توانيم همان را به همه و حتي به كساني كه به ما صدمه زده اند عرضه كنيم ، زيرا اين همان چيزي است كه در درون داريم .

عشق ، محبت و انسانيت جزء لاينفك انسانهاي بزرگوار است و اگر باين استعداد بالقوه اجازه عرض اندام بدهيم موجوداتي آكنده از عشق و محبت و انسانيت و بزرگمنشي و نوع دوستي هستيم .

هر كه نيكي و آبادي كند در اين جهان                              خانه آبادش كنند آيندگان

 

 

نیکوکاران نیکوسرشت:

گشتاسب خداداد کوچه بیوکی

و همسرش آونير

 محل تولد: يزد (كوچه بيوك)

درگذشت: 21/07/1348 در بمبئي – هندوستان

 

بنیانگذار انجمن زرتشتیان ایرانی – بمبئی هند

مؤسس بیمارستان بهمن در سال 1316

 

                  

 

از پارسیان مقیم هندوستان، از مهاجرین ایرانی که به هندوستان عظیمت نموده و در آنجا زندگی جدیدی را شروع کرده بودند؛ ولی هرگز ایرانی و پارسی بودن خود را فراموش نکرده و همیشه به یاد ایران و برای هموطنان ایرانی خود تلاش کرده اند.

در سال 1314 توسط آقای جمشید امانت که ارتباط تنگاتنگ با ایرانیان مقیم هندوستان داشت پیشنهاد احداث بنای خیری به آقای گشتاسب خودی کلاه کوچه بیوکی ارائه شد. در خانواده گشتاسب خودی کلاه کوچه بیوکی که به تازگی فرزند پسری را به علت نبودن امکانات درمانی از دست داده بودند انگیزه ای خاص ایجاد شده و تصمیم به ساخت بنای درمانی با هدف زنده نگه داشتن نام پسرشان (بهمن) و همچنین رفع نیاز مبرم خدمات در مانی جهت زنان و کودکان و خدمت به همنوع و التیام بخش درد غربت گرفته شد. لذا با درآمد کم حاصل از رستوران داری در هندوستان در آن زمان اقدام به ساخت بیمارستان شد.

مطابق با گزارش مورخ 08/07/1336 در خصوص پیشرفت کار ساخت بیمارستان، مشخصات اینچنین قید شده است: ساختمان مشتمل زایشگاه 74 تختخواب، اندرزگاه، درمانگاه، زایشگاه خانوادگی که عموماً دارای وسایل مدرن مخصوص تنظیف و شست و شو از روی اصول بهداشتی می باشد. این بناء از سال 1316 شروع به کار نموده و تا سال 1375 خدمات زنان و زایمان استان یزد و استان های همجوار را ارائه نموده است. از سال 1383 با تغییر کاربری به مرکز تخصصی مغز و اعصاب و روان بهمن، خدمات درمانی برای عموم مردم ارائه می گردد.

یکی از وصایای خیر محترم که به عنوان تقاضا در نامه مورخ 23/10/1335 طرح گردید به شرح ذیل می باشد:

آقای گشتاسب خودی کلاه مؤسس زایشگاه بهمن و انجمن زرتشتیان ایرانی – بمبئی پس از ابراز خرسندی از احداث مکانی جهت ارائه خدمات درمانی برای عموم مردم تقاضا دارد که در تابلو نوشته شود زایشگاه بهمن گشتاسب خودی کلاه؛ یعنی نام گشتاسب که مؤسس می باشد بعد از بهمن که نام مرحوم پسر ناکام وی می باشد افزوده شود.

روحشان شاد
 

 "سر هرمزجي. س. دينشاه عدن والا" 

"بانو مانك بائي هرمزجي. س. دينشاه"                              

 

 

 

در سال 1335 به منظور توسعه ي خدمات زايشگاه و بيمارستان، دو ساختمان، يكي در حريم جنوبي ملك از سوي نوشيروان عدن والا بنامگاني پدر و مادر خود:

"سر هرمزجي. س. دينشاه عدن والا"                                 Sir Hormasjee. C. Dinshaw

و بانو "مانك بائي هرمزجي. س. دينشاه"                  Manek Bai Hormosjee. C. Dinshaw

و ساختمان ديگري در ضلع غربي ملك از سوي فريدون نيكنام بنامگاني پدر و مادر خود:

"اسفنديار مهر آذر شهر" و "دولت بهرام بمان"

و همچنين بنامگاني خواهر و شوهر خواهر خويش:

"مرواريد اسفنديار" و "بهرام شاه مال گنج"

احداث و تكميل و تجهيز گرديد و جهت بهره برداري و توسعه ي خدمات زايشگاه و بيمارستان بهمن اهداء و اختصاص يافت.
 
 

شادروان مهدی نجم آبادی

فرزند محمد

 

بسیجی صحنه های دفاع مقدس که در پایان سومین دهه حیات مبارکش، روز ولادت پیامبرش در سال 1380 رنگ حادثه ای تلخ جسمش را سوزاند و روحش را برای دیدار معبودش در عید آدینه پنجمین روز واقعه مهیا ساخت.

  روحش شاد


 
یادبود یک دستگاه آب سرد کن
 

فرخنده مخابر

 

تحصیلات: فوق دیپلم

شغل: بازنشسته فرهنگی

دین: زرتشتی

 

اهداء کننده یک دستگاه تست قند خون سوئیسی مدل GM 300