1. Skip to Menu
  2. Skip to Content
  3. Skip to Footer>

منو - کلینیک

  آزادی، بزرگترین، موهبت آدمی است و انسان ها آزادتر از آن هستند که تصور می کنند. ناکامی در پذیرفتن آزادی و انتخاب های مان مشکل ساز می شود. روبرو شدن با این آزادی دشوار است؛ چون روی دیگرش پذیرش مسئولیت است. بعبارت ساده تر ما آزادیم تا انتخاب هایی انجام دهیم که متناسب با مسئولیتی باشد که در قبال آنها می پذیریم. انتخاب های ما تعیین می کنند چه نوع آدمی خواهیم شد و چه سبک زندگی ای خوتهیم داشت. واقعیت این است که هرچند ما در به دنیا آمدن مان حق انتخاب نداشته ایم، اما نحوه ای که زندگی می کنیم و انسانی که قرار است بشویم حاصل انتخاب های خود ماست و به همین خاطر باید، مسئولیت هدایت زندگی خود را قبول کنیم؛ در عین حال که می توانیم با بهانه تراشی از این واقعیت اجتناب کنیم.

ما در قبال خود، زندگی و تمام ابعاد آن، اعمال مان، انتخاب های مان و عدم موفقیت در اقدام کردن مسئولیم. آزاد بودن و انسان بودن یکی است و آدمی محکوم به آزادی است. اما آزادی و مسئولیت دست در دست یکدیگر دارند. ما آفریننده ی زندگی خود هستیم، چون سرنوشت خود، موقعیت زندگی خود و مشکلات مان را به وجود می آوریم. زمانی که بفهمیم از قید و بند شرایط آزاد نیستیم، اما می توانیم علیه این قید و بندها به پا خیزیم پی می بریم به اینکه چگونه به دیگران اجازه داده ایم برای مان تصمیم بگیرند و آن گاه در مسیر استقلال گام گذاشته ایم. شاید بعد از «خودآگاهی«، «استقلال» و «اصالت» مهم ترین شرط لازم برای یک ازدواج موفق باشد. استقلال به معنی در تصمیم گیری و حل مسأله مستقل عمل کردن و اصالت به معنی خالص بودن و آگاهی از بودن خویش. انسان اصیل ارزش ها و اهداف خودساخته ای دارد در حالی که ارزش های انسان غیراصیل همان ارزش های دیگران است.

پسر یا دختری که توانایی تصمیم گیری ندارد و این مهم را به دیگران(اغلب پدر و مادرش) واگذار می کند، درواقع آمادگی لازم برای ازدواج را ندارد و با نوعی اضطراب در انتخاب مواجه است. زمانی دچار این اضطراب می شویم که بطور فزاینده ای از آزادی خود و پیامدهای آن آگاه می شویم. در واقع زمانی که تصمیمی می گیریم که بازسازی زندگی ما را در بر دارد(تصمیم برای ازدواج = گذار از دوره ی مجردی به متأهلی یا تصمیم برای فرزنددار شدن= گذار از نقش های همسری به نقش های والدینی)، اضطراب همراه با آن علامت آن است که برای تغییر آماده ایم. اگر یاد بگیریم به پیام های ظریف این اضطراب گوش دهیم، جرأت پیدا می کنیم تا گام های لازم را برای تغییر دادن مسیر زندگی خویش برداریم. روبرو شدن با این نوع اضطراب وجودی مستلزم در نظر گرفتن زندگی بعنوان ماجراجویی است نه پنهان شدن پشت امنیت هایی که بنظر می رسد از ما محافظت می کنند.

پدر و مادری که به گونه ای تعجب برانگیز، فرزندشان را برای ازدواج در سن یا زمان خاصی، در شرایط خاص و با فرد خاصی مجبور می کنند، در واقع مهم ترین جزء انتخاب  یعنی پذیرش مسئولیت را فراموش می کنند. درواقع غیرمستقیم به او می گویند:«ما مسئولیت انتخابی را که تو می کنی قبول می کنیم!!!» به نظر می رسد وقتی فردی در سنی یا مرحله ای از رشد قرار دارد که متوجه اهمیت مثلث آزادی، انتخاب و مسئولیت در ازدواج نیست، هنوز برای ازدواج و انتخاب همسر مناسب آمادگی مطلوبی ندارد. شاید مهم ترین سؤالی که معیار صحیحی برای سنجش این نوع آمادگی برای ازدواج است، این سؤال است که: «هدف شما از ازدواج در این برهه از زندگی چیست؟». فرار از تنهایی، رهایی از اجبارها و کنترل های خانوادگی، بالا رفتن سن، صرفاً متأهل بودن، ازدواج اجباری، نیاز جنسی صرف، فشار خانواده و اجتماع و شورش علیه والدین، از جمله پاسخ هایی هستند که مبین همان عدم آمادگی هستند.

آزادی در انتخاب، جرأت انتخاب مسیرهای تازه، عدم اطمینان نسبت به مقصدی است که این مسیرها به آنها منتهی می شوند. اگر شما کسی را بعنوان همسرتان انتخاب می کنید، اطمینانی برای خوشبختی وجود ندارد. آموزش، مشاوره، مطالعه و در کل «آگاهی» تنها ضریب خطا را کاهش می دهند و بعبارتی هیچ ازدواجی گارانتی ندارد! تدوین معیارهای مناسب و عاقلانه برای انتخاب همسر، بررسی سبک زندگی فردی و خانوادگی طرف مقابل، تفاهم داشتن در مهم ترین مسائل مطروحه در پیش از ازدواج(مسائل مذهبی، سیاسی، وضع درآمد، فرزند و فرزندپروری، ارتباطات اجتماعی، بلوغ عاطفی و غقلانی، استقلال در تصمیم گیری و حل مسأله، طبقه ی اقتصادی ـ اجتماعی، تحصیلات، مکان زندگی و ...)، بررسی سلامت جسمانی و روانی و مشاوره ی پیش از ازدواج عواملی هستند که به فرد کمک می کنند مسئولیت انتخابش را بپذیرد.

در پایان رهنمودهایی در راستای عنوان اصلی مقاله یعنی «پذیرش مسئولیت در قبال آزادی در انتخاب همسر»، ارائه می دهیم:

  • والدین باید مسئولیت اصلی انتخاب همسر را به فرزندان واگذار کنند(هرچند زیر 20سالگی نباید زیر بار ازدواج فرزندشان بروند).
  • فرزندان چاره ای جز پذیرش مسئولیت انتخاب شان را ندارند؛ هرچند خود را از راهنمایی والدین و مشاوران کاربلد مبرّا نمی دانند.
  • زمانی ازدواج کنید که به شناخت مطلوبی از خود، اهداف و خواسته های تان در زندگی رسیده باشید.
  • جذابیت ظاهری همسرتان را فراموش نکنید؛ اما تنها به آن فکر نکنید.
  • در انتخاب همسر به هیچ عنوان عجله نکنید؛ مهم انتخاب صحیح است.
  • فکر نکنید بعد از ازدواج می توانید همسر آینده تان را تغییر دهید.
  • باور نکنید که ازدواج دوای دردی باشد یا مشکلات را از بین ببرد؛ ازدواج مرحله ی جدیدی از رشد آدمی است و رشد و نمو از مواجهه با چالش ها جدا نخواهد بود.
  • به فکر نجات کسی از بحران خاصی(همچون اعتیاد) از طریق ازدواج نباشید.
  • از روی لجاجت و سرکشی با خانواده، همسر خود را انتخاب نکنید.
  • همسر خود را بعنوان عکس العملی در قبال نامزد قبلی خود انتخاب نکنید.
  • به صرف سفارش دیگران کسی را بعنوان همسر انتخاب نکنید.
  • تا زمانی که استقلال اقتصادی پیدا نکرده اید، بهتر است ازدواج نکنید.
  • در ازدواج به دنبال تکیه گاه نباشید؛ چون تکیه گاهی در کار نیست!تکیه تان به توانایی های خودتان باشد.
  • قبل از ازدواج چشم تان را به روی تفاوت ها باز کرده و بعد از ازدواج به روی تفاوت ها ببندید.
  • سعی کنید کسی را انتخاب کنید که بیشترین تفاهم(درک مشترک) را در مهم ترین مسائل زندگی با او داشته باشید.
  • بهتر است قبل از ازدواج عاشق نشوید! چون امکان بررسی جامع و احیاناً رد کردن فرد موردنظر بصورت منطقی کاهش می یابد.
  • فکر نکنید عشق تمام مسائل را قبل و بعد از ازدواج حل می کند؛ عشق در بهترین حالت فقط یک تسهیل کننده جهت مقابله ی مؤثر با مشکلات است.

 

مهدی خان آبادی

کارشناس ارشد مشاوره خانواده

کلینیک مغز،اعصاب و روان بهمن