1. Skip to Menu
  2. Skip to Content
  3. Skip to Footer>

منو - کلینیک

 

درباره ی اختلال وسواس

 

 

 

 مقدمه

وسواس‌ها عبارتند از افكار و تصاوير ذهني ناخواسته و مزاحم كه با ارزش‌هاي فرد هماهنگ نيست و با احساس‌هاي ناراحتي و اضطراب و نيز تمايلي براي جبران وسواس همراه است. جبران غالبا شكل رفتار اجباري را به خود مي‌گيرد( مثل شستن يا وارسي كردن) اين رفتار اجباري معمولا به شيوه‌اي قالبي و تكراري بوده و خود فرد قواعد نحوه‌ي انجام آن را تعيين مي‌كند. اين رفتارهاي وسواسي (مثل شستشو) در رابطه با تسكين موقتي اضطراب بوده و اين انتظار را در ذهن فرد ايجاد مي‌كند كه اگر اين رفتارها را انجام نمي‌داد، اضطرابش افزايش مي‌يافت از طرفي اگر فرد طاقت روبرو شدن با افكار وسواسي‌اش را در وجود خود نبيند سعي مي‌كند اثر افكار وسواسي را خنثي سازد، مثلاً در پاسخ به يك فكر وسواسي بخواهد آگاهانه به چيز ديگري بيانديشد. همچنين فرد از موقعيت‌هايي كه مي‌توانند افكار وسواسي را برانگيزند اجتناب مي‌كند. افكار وسواسي براي فرد وقتي در حالت آرامش درباره‌ي مشكل خود مي‌انديشد معمولا افكاري بي‌معني و ناپذيرفتني تلقي مي‌شوند.
افكار وسواسي غير ارادي و توأم با افزايش اضطراب هستند اما رفتارهاي وسواسي ارادي هستند كه فرد بمنظور كاهش اضطراب (يا كم كردن احتمال خطر) آنها را انجام مي‌دهد!!! محتواي افكار وسواسي غيرقابل قبول و غالبا نفرت انگيز است و هر قدر يك انديشه‌ي مزاحم از لحاظ شخصي ناپذيرفتني ‌تر باشد، وقوع آن فرد را بيشتر ناراحت مي‌كند. بعضي از انواع افكار وسواسي عبارتند از:
  • افكار وسواسي با موضوعات مذهبي: بعضي مواقع سؤالات مذهبي به ذهن فرد مي‌آيد (مانند اينكه نكند خدا نباشد) كه او را دچار حول و اضطراب مي‌كند. بعضي افكار مايه‌ي فحش و نفرين و بي‌ادبي دارد (مثلاً فرد در دلش به خدا فحش مي‌دهد : به شكل كفرگويي). بعضي اوقات نيز اين افكار تصويري مي‌شوند و تصويرهايي در ذهن او مي‌آيد كه آنها را دوست ندارد (مثلا تصوير خدا به شكلي كريه و زشت به ذهن فرد مي‌آيد).
  • افكار وسواسي سكسي: مايه‌ي جنسي دارد و ممكن است به شكل فكر يا تصوير باشد در اين حالت افكار سكسي كه فرد دوست ندارد دائم به ذهنش مي‌آيد. همان طور كه گفته شد بعضي افكار به شكل تصويري است (تصوير اندام جنسي فردي كه با او رابطه‌ي جنسي برقرار مي‌كند).
  • افكار وسواسي خطر: فرد با اين افكار احساس خطر مي‌كند و مي‌ترسد براي خودش يا ديگران ايجاد خطر كند (مثلاً فرد به خود مي‌گويد نكند به گوش پدرم سيلي بزنم يا نكند خودم را بكشم).
  • افكار وسواسي مرگ: اين افكار از ذهن فرد مي‌گذرد كه نكند پدر، مادر يا ديگر نزديكانم بميرند (بيشتر درباره مرگ ديگران).
  • افكار وسواسي راجع به بيماري: فرد فكر مي‌كند كه دچار يك بيماري است (سرطان، ايدز و ...) و مخصوصا بيماري‌هايي كه شيوع بيشتري دارد. كه معمولا دلداري اطرافيان و پزشك هم تأثير چنداني ندارد (فرد مي‌گويد از كجا معلوم كه من ايدز نداشته باشم ؟!).
  • افكار وسواسي راجع به آلودگي: در اين نوع از افكار فرد دائماً فكر مي‌كند كه آلوده شده است اين افكار دو دسته‌اند:   الف) نجس و پاكي ، ب) پاكيزگي و كثيفي.
  • افكار وسواسي راجع به نظم: فرد هنگامي راضي است كه هر چيزي سر جاي خودش باشد.
  • افكار وسواسي راجع به انبار كردن: فرد هيچ چيزي را دور نمي‌ريزد اگر هم اين كار را انجام دهد دچار اضطراب مي‌شود. او براي توجيه مي‌گويد هر چيزي زماني به درد مي‌خورد.
  •  افكار وسواسي شك و ترديد: بعضي افكار نوعي شك و ترديد هستند كه از قالب افكار خام خارج مي‌شوند كه يا به يقين تبديل مي‌شوند يا از كنار آنها رد مي‌شويم. شك مي‌تواند نسبت به هر چيزي صورت پذيرد و گاه ساده و در عين حال شديد است. شك لزوماً با بدبيني برابري نمي‌كند. فقط ترديدي است در مورد اينكه " آيا فلان كار را انجام داده‌ام يا نه؟" گاهي شدت شك آن قدر زياد است كه فرد وقت زيادي را صرف اطمينان خود مي‌كند ولي نهايتا حل نمي‌شود و در موارد شديدتر فرد نياز دارد كه ديگران او را كنترل و تأييد كنند. مثلاً فردي كه به قفل كردن در منزل شك دارد ممكن است چندين بار از قفل بودن آن خود را مطمئن سازد و در را وارسي كند و در نهايت از همسرش بخواهد كه او را مطمئن سازد كه در قفل است. بعضي از شك‌ها از اين هم شديدتر هستند مثلاً فرد شك مي‌كند كه آيا بچه‌اش دختر خودش است يا نه؟ و سعي مي‌كند با سؤالات خاصي و حتي ديدن نشانه‌ها به يقين برسد.
  • افكار جادويي: نوع ديگري از افكار وسواسي، جادويي هستند؛ بدين معني كه در آنها      فرد براي افكارش ارزش اثر گذاري قائل است و تصور مي‌كند افكارش در جايي مؤثرند. در بچه‌ها اين افكار فراوان ديده مي‌شود مثلاً فرد به خودش مي‌گويد: "اگر توپ به در خورد من قبول مي‌شوم !" پس عمل خود را اثر گذار مي‌داند. اين افراد به نوشته‌هايي مانند « فلان كار را بكن و اين را هزار بار بنويس يا به هزار نفر بفرست ! » بسيار اهميت مي‌دهند. فرد مولد اين نوشته‌ها، خود به دليل داشتن افكار جادويي به پخش آنها مي‌پردازد . افكار اين افراد اگر به بن‌بست برسد، فراموش شده و اگر دوباره در چنين موقعيتي قرار گيرند، آن كار را انجام مي‌دهند. آدم‌هاي مبتلا به وسواس ، امكان وجود چنين افكاري در آنها زياد است. در برخي بيماران اسكيزوفرنيا از اين هم شديدتر است: مثلاً بيمار فقط زماني از خانه خارج مي‌شود كه سر عقربه‌هاي ساعت بر روي يكديگر قرار گيرند در اين زمان اين افراد معتقدند كه افكارشان بر جهان آفرينش مؤثر است ولي اين فكر علت منطقي ندارد. اگر اين افراد رئيس شوند، افكار جادويي‌شان پس از مدتي در سطح كلي بصورت خرافات پخش مي‌شود. اين افكار يا با عمل به آن و يا با انكار آنها تقويت مي‌شوند ( با نرفتن و اتفاق افتادن و رفتن و اتفاق نيفتادن) اين افراد در حالت انتظار به سر برده و همه چيز را به موضوع خود ربط مي‌دهند.

رفتارهاي وسواسي

اعمال وسواسي (مثل شستن) همان طور كه گفته شد اجباري بوده و فرد با ترك آن دچار اضطراب مي‌شود. اين اعمال ارادي بوده و ريشه در افكار وسواسي دارند كه برعكس غيرارادي‌اند. انواع رفتارهاي (اعمال) وسواسي:

  •  اعمال وسواسي مذهبي: تجسّس در مورد اينكه آيا خدا هست يا نه؟ فرد مي‌رود دنبال افكارش تا آنها را ثابت كند البته بعضي تجسّس‌ها فلسفي و فكري هستند كه دو ويژگي دارند: 1) اضطراب زا نيستند. 2) مي‌توان آن را به تعويق انداخت. ولي اعمال وسواسي خود اضطراب‌زا هستند. فرد افكار خود را كفر مي‌داند و در جهت خنثي كردن افكارش بدنبال نذر و صدقه مي‌رود. بعد از وقوع افكار وسواسي فرد بخاطر رهايي از اضطراب عملي انجام مي‌دهد مثلاً زياد نماز مي‌خواند، جمله‌‌اي را چندين بار تكرار مي‌كند و ... .
نكته: بيش از 90 درصد افكار وسواسي به اعمال وسواسي منجر مي‌شوند ولي در جهت مخالف افكار. يعني اعمال وسواسي در جهت كاهش اضطراب صورت مي‌گيرد اما در جهت مخالف فكر وسواسي است. مثال:
فكر وسواسي: نكنه يه وقت دستم كثيف باشد! 
عمل وسواسي: بارها و با دقت دستش را مي‌شويد.

 

  • اعمال وسواسي سكسي: افكاري در ارتباط با رابطه‌ي جنسي با محارم وجود دارد كه فرد براي رهايي از اضطراب بطور جبري مثلاً مادرش را نگاه نمي‌كند، خانه را به روز ترك مي‌كند يا با او دعوا مي‌كند تا افكارش موقتاً قطع شوند.
نكته: اين اطمينان وجود دارد كه هيچ گاه خود افكار وسواسي تحقق نمي‌يابد. اين اطمينان بعد از ترك اعمال وسواسي، براي فرد داراي وسواس حاصل مي‌شود.
  • اعمال وسواسي خطر : در اينجا فرد براي رهايي از افكار آسيب رساندن به خود و ديگران مثلاً تمام چاقوهاي منزل را در جايي پنهان مي‌كند. در فرد وسواسي هيچ‌گاه اين گونه، امكان تحقق نمي‌يابند.
  • اعمال وسواسي شستن : مثل حمام رفتن طولاني،شستن ظروف بطور مكرر و ... .
وسواس مبناي ژنتيكي دارد اما بنظر مي‌رسد يادگيري از محيط نقش بيشتري دارد. حكم وسواس در اسلام حرام است البته بايد توجه داشت وجود شك و ترديد (وسواس فكري) اشكالي ندارد اما وسواس عملي چون اختياري است حرام است. در درمان بايد وسواس عملي را كاهش دهيم تا به  فكر وسواسي خاتمه دهيم. افكار وسواسي بجاي اينكه متوقف شوند بايد آزاد شوند. (در مورد درمان در ادامه بيشتر توضيح خواهيم داد).

 

  • اعمال وسواسي وارسي كردن: اين افراد هميشه چيزهاي مهمي را چندين بار و مرتباً بررسي مي‌كنند. فرد عادي اصلاً چك نمي‌كند فرد محتاط يك بار چك مي‌كند ولي فرد وسواسي بيش از يك بار و تا چندين بار به بررسي خود ادامه مي‌دهد. از جمله شاخص‌هاي چك كردن (وارسي كردن):
  • خواندن: اين افراد سرعت پائيني در خواندن دارند و يك صفحه را چند بار مي‌خوانند، داراي اضطراب امتحان بوده و بد نيست بدانيد 60-70 درصد افراد در خواندن وسواس دارند.
  • نظم: اين افراد مقيد به زمان هستند. عده‌اي از افراد منظم هستند زيرا از نظر انساني و اخلاقي خود را مقيد به استفاده‌ي صحيح از وقت خويش مي‌دانند ولي افراد وسواسي اگر منظم نباشند دچار اضطراب شديد مي‌شوند و بي‌نظمي شرايط زندگي آنها را برهم مي‌زند.
  • نوشتن: مثلاً براي فرد نوشتن كند و همراه با وارسي است؛ براي پزشك نوشتن نسخه، براي مدير نوشتن نامه و براي دانشجو نوشتن جزوه آسان نيست.
  • خريد: اين افراد براي خريد، مدت‌ها فكر مي‌كنند و از خريد خود احساس رضايت نمي‌كنند (به اين افراد نبايد جنس‌هاي مختلفي را نشان داد).
  • شمارش: در بچه‌ها شايع‌تر است. (شمردن موزائيك، تير چراغ برق و ...). اگر شمارش با خرافات همراه شود افكار جادويي پديد مي‌آيد.
  • انتخاب: اين افراد بطور كلي در انتخاب (همسر، شغل، رشته‌ي تحصيلي و ...) با مشكل روبرو مي‌شوند، به همين دليل يا انتخاب آنها طول مي‌كشد يا اصلاً انتخاب نمي‌كنند. در سالهاي اخير اين وسواس در مورد ازدواج افزايش يافته است، زيرا سن ازدواج بالا رفته است و با شكل گرفتن وسواس انتخاب سخت‌تر مي‌شود.

 رفتار تشريفاتي

يكي از عواملي كه از وسواس كمي شديدتر است، رفتار تشريفاتي است وقتي مجبور باشيم كاري را طبق يك آداب و رسوم خاص انجام دهيم به آن "رفتار تشريفاتي" مي‌گويند. گاهي تشريفات در مورد كيفيت اعمال است مثلاً كيفيت شستن دست‌ها با آداب خاص همراه است گاهي تعداد و شمارش در رفتار تشريفاتي مهم است مثل تعداد دفعاتي كه فرد دستش را مي‌شويد.

درمان وسواس

اگر فردي كه با مشكل وسواس روبروست مي‌خواهد از شركت در درمان خوداري كند، علي رغم آنكه كوشش‌هايي در جهت مقابله با اعتراض‌ها و نگراني‌ها انجام مي‌پذيرد، در آن صورت درمان هيچ اثري نخواهد گذاشت و نبايد آغاز شود.

*روش‌هاي درمان

  • رويارويي ارادي و عمدي با موقعيت‌هاي اجتنابي قبلي
  • رويارويي مستقيم با محركهاي ترسناك (از جمله افكار)
  • جلوگيري از رفتارهاي تشريفاتي اجباري و رفتارهايي كه در جهت خنثي‌سازي، عمل مي‌كنند

 درمان افكار وسواسي

انسان‌هايي كه از افكار وسواسي رنج مي‌برند، اغلب بابت انجام ندادن وظايف خويش احساس گناه مي‌كنند. اطمينان خاطر و قوت قلب دادن، به اين افراد كمك نمي‌كند و اضطراب آنها را فقط به صورت لحظه‌اي كاهش مي‌دهد. در رويكرد شناختي به طور اخص دو روش در مورد درمان افكار وسواسي به كار مي‌رود: "عادت آموزي" و "توقف فكر". اين دو روش جلوي اجتناب‌هاي اشخاص وسواسي را مي‌گيرند. در عادت آموزي افكار وسواسي آن قدر تكرار مي‌شوند كه اضطراب شخص كاهش يابد. پس از سنجش مشروح مشكل، مراجع و درمانگر راه‌هايي پيدا مي‌كنند كه مراجع بدون آنكه حس كند بايد كاري انجام دهد، افكار موردنظر را به ذهنش خطور دهد. بيمار عمداً به فكر مربوطه فكر مي‌كند، آن را مكرراً يادداشت مي‌كند و به نوار ضبط شده‌ي افكار و صداي خودش گوش مي‌دهد.
يكي ديگر از روش‌هاي كاهش دفعات خطور افكار وسواسي به ذهن، روش توقف فكر است. بيمار و درمانگر فهرستي از افكار وسواسي و رويدادهاي مولد اين افكار تهيه مي‌كنند. فهرستي نيز از افكار خوشايند تهيه مي‌كنند، مثل حضور در يك مسابقه‌ي مورد علاقه يا استراحت كنار ساحل. درمانگر از بيمار مي‌خواهد به صندلي تكيه بدهد و آرامش داشته باشد. سپس فكر وسواسي را تجسم كند. وقتي بيمار نشان داد كه الان فكر در سرش هست، درمانگر فرياد مي‌كشد « ايست!» سپس درمانگر در مورد آن فكر وسواسي از بيمار سئوال مي‌كند. معمولاً با اين روش، فكر مزبور از بين مي‌رود. اين كار را مي‌توانيم چند بار انجام دهيم. همچنين مي‌توانيم از بيمار بخواهيم فكر وسواسي را در نظر بگيرد و به خودش بگويد « ايست!» البته با صداي بلند. در عين حال درمانگر از مراجع مي‌خواهد اين كار را هر روز 20 دقيقه انجام دهد.

اجتناب و خنثي سازي افكار وسواسي

اجتناب مايع رويارويي با افكار ترسناك مي‌شود و در خنثي سازي فرد آگاهانه سعي مي‌كند فكرش را از افكار وسواسي منحرف سازد تا اضطراب حاصل از مواجهه با افكار وسواسي را خنثي سازد. در اعمال وسواسي نيز فرد بخاطر فرار از رويارويي با افكار در جهت مخالف افكار اعمالي را انجام مي‌دهد. اعمال وسواسي و اجتناب و خنثي سازي، بيمار را از مقابله با موقعيت‌هاي ترسناك بازمي‌دارد، بدين ترتيب مانع از ارزيابي موقعيت از جانب فرد مي‌شوند. اگر افراد اين رفتارها را متوقف سازند، متوجه مي‌شوند چيزهايي كه آنها را مي‌ترسانند در عمل اتفاق نمي‌افتد.

كسب خاطر جمعي

كسب خاطر جمعي اين امكان را براي فرد فراهم مي‌كند كه مسئوليت خود را به افراد مورد اطمينان خود واگذار نمايد و بدين ترتيب كسب خاطر جمعي هم به رويارويي بيمار با انديشه‌ي مزاحم خاتمه مي‌دهد. در بعضي موارد فرد داراي مسئله‌ي وسواس سعي مي‌كند اين خاطر جمعي را از مشاور يا درمانگر خود بگيرد. در اين مواقع درمانگر وسوسه مي‌شود كه با ايجاد چنين اطميناني اضطراب بيمار را كم كند، اما اين كار با شكست مواجه مي‌شود. شيوه‌ي تكراري، مقاوم و قالبي موجود در كسب اطمينان شباهت زيادي به ساير شكل‌هاي اعمال وسواسي دارد. البته از همين تجربه‌ي كسب اطمينان و خاطر جمعي در جلسه‌ي مشاوره مي‌توان استفاده‌ي درماني كرد به اين شكل كه وقتي فرد داراي وسواس در پي كسب خاطر جمعي است، درمانگر از او سوال مي‌كند كه آيا تسكين حاصل از كسب اطمينان پاياست يا زودگذر؛ و كسب اطمينان با ساير شكل‌هاي خنثي سازي مقايسه مي‌شود و در اين صورت كسب اطمينان به جاي يك تجربه‌ي دلسرد كننده كه جلوي ساير بحث‌هاي مفيد را نيز مي‌گيرد به يك فرصت تبديل مي‌شود كه در آن وسواس مستقيماً مورد توجه قرار مي‌گيرد. درمان وسواس شامل رويارو ساختن فرد با موقعيت‌هاي اضطراب برانگيز و در عين حال تشويق او براي ايجاد وقفه در هر نوع رفتاري است كه مانع از اين رويارويي مي‌شود و يا به آن پايان مي‌بخشد. همزمان با آن ارزيابي مجدد ترس‌ها مورد تشويق قرار مي‌گيرد، به نحوي كه بيمار درمي‌يابد چيزهاي مورد ترس، در واقع اتفاق نمي‌افتد.

پس مي‌توان نتيجه گرفت بهترين راه براي برخورد با اين افكار اين است كه به آنها عادت كرد بدون آنكه به كارهايي از قبيل شستشو و اجتناب پرداخت. اين كار به چند طريق كمك مي‌كند: فرد داراي وسواس مي‌تواند به چيزهايي كه او را مي‌ترسانند عادت كند، در اين صورت، سبك زندگي معمولي‌تري بوجود مي‌آيد و متوجه مي‌شود كه چيزهايي كه او را بيش از حد مي‌ترسانند، اتفاق نمي‌افتد. قسمت عمده‌‌ي هدفهاي درماني، اين است كه راه‌هايي در اين جهت پيدا شود و اينكه فرد هر چه بيشتر با چيزهايي كه او را اذيت مي‌كند تماس حاصل كند تا به آنها عادت كند، مهم است. شيوه‌هايي براي جلوگيري از رفتارهايي مانند شستشو مورد استفاده قرار گيرند تا خود او متوجه شود آنچه موجب نگراني‌اش مي‌شود. واقعاً اتفاق نمي‌افتد فرد داراي وسواس با به كارگيري اين شيوه‌ها ابتدا اضطراب پيدا مي كند اما بعد از مدتي اين اضطراب كمتر و كمتر مي‌شود. هدف اصلي در كار مشاوره با وسواس اين است كه فرد بتواند شيوه‌هاي ديگري در پاسخ به افكار وسواسي ياد بگيرد تا ارتباط بين افكار و هراس كاهش يابد.

 

مهدي خان آبادي
كارشناس ارشد مشاوره خانواده
کلینیک تخصصی مغز، اعصاب و روان بهمن