1. Skip to Menu
  2. Skip to Content
  3. Skip to Footer>

منو - آموزش


 

 

درباره تفاوت های زنان و مردان واقعیت ها و عقایدی وجود دارد که باید از یکدیگر متمایز شوند.

عده ای همچون «جان گری» نویسنده کتاب «مردان مریخی، زنان ونوسی» عقاید خود را در این باره اظهار داشته اند که بالطبع مخاطب نباید این عقاید را با واقعیت اشتباه بگیرد. دو دلیل مهم در رد افراط درباره تفاوت بین دو جنس وجود دارد. یکی اینکه اگر این گونه باشد که تفاوتها تا این حد زیادند که انگار زن ومرد از دو کره متفاوت آمده اند، پس چرا بسیاری از زنان با زنان دیگر و بسیاری از مردان هم با مردان دیگر اختلاف و تعارض دارند؟! دوم اینکه اگر چنین است پس چگونه است که زن و شوهرهای زیادی مدت ها با خوبی و خوشی کنار یکدیگر زندگی می کنند؟! پس افراط در بیان این تفاوت ها واقعیت ندارد و بهتر است واقع بینانه به این تفاوت ها نگاه کنیم. در دنیای علم آنچه واقعیت یا بهتر بگوییم نزدیک به واقعیت است از طریق تحقیق به دست می آید و آنچه نویسنده ی کتاب مذکور و امثال ایشان می گویند فرضیاتی هستند که باید از طریق تحقیق مورد آزمایش قرار گیرند.

با این اوصاف افرادی هستند که نگاه علمی تری نسبت به تفاوتهای بین زن و مرد دارند. بعنوان مثال «دانیل مالتز» و «روت بورکر» به نکاتی اشاره کرده اند که برگرفته از کارهای تحقیقاتی است، که از جمله آنها می توان از اختلاف «شیوه های ارتباطی» نام برد. با اینکه ممکن است زن و شوهری پیدا شوند که از شیوه های ارتباطی مشابهی پیروی کنند، در بسیاری از موارد زن ها از روش زنانه و مردها از روش مردانه استفاده می کنند. پس آنچه تحت عنوان «زنان» یا «مردان» نام برده می شود منحصراً به آنها اختصاص ندارد و ممکن است در جنس متفاوت نیز مشاهده شود. به برخی از نتایج این تحقیقات نگاه می کنیم.

 

پژوهش ها نشان می دهند زنان با توجه به خصوصیات شان بیشتر سؤال می کنند و این امر نشانه علاقه ی آنها به صحبت با دیگران است و این نشان می دهد آنها به صحبت با دیگران ارزش می نهند. مردها در مقایسه با زن ها در ارتباط کمتر سؤال می کنند. برای این رفتار خود نیز منطقی دارند: «سؤال برای چه؟! اگر بخواهد بدون سؤال هم حرف می زند». اما منطق زنها فرق می کند: «اگر سؤال نکنم می گوید که آدم بی توجهی هستم». در نظر مردها پرسش گاه به مفهوم دخالت در جنبه های خصوصی است، اما برای زنها بیشتر نشانه ی صحبت و ابرازعلاقه است. زنها برای تشویق دیگران به صحبت کردن تلاش بیشتری می کنند و هنگام گوش دادن بیش از مردان احساسات به خرج می دهند تا علاقه و توجه خود را برسانند و حال آنکه مردها اغلب از این واکنش تنها در موافقت با گفته های همسرشان استفاده می کنند، اما برای زن ها این نشانه ی گوش دادن است. پس سکوت زنان هنگام صحبت شوهرشان تنها نشانه گوش دادن بوده و این گوش دادن بمعنای موافقت با نظرات او نیست.

مردها در مقایسه با زن ها بیشتر رشته ی کلام را قطع می کنند و در مقام اظهارنظر حرف می زنند و حال آنکه زن ها اغلب ترجیح می دهند تا پایان صحبت دیگران صبر کنند. از سوی دیگر زن ها بیش از مردها از قطع صحبت خود ناراحت می شوند و این یکی از شکایت های اصلی آنها در ارتباط با شوهرشان است:«شوهرم اصلاً به من گوش نمی دهد». زن ها در مقایسه با مردها از ضمایر «تو» و «ما» بیشتر استفاده می کنند که علاقه ی بیشتر آنها به وحدت و یگانگی است. زن ها بیشتر از مردها عواطف و احساسات و اسرارشان را بروز می دهند، حال آنکه مردها بیشتر ترجیح می دهند در زمینه هایی که بار عاطفی کمتری دارند همچون ورزش و سیاست حرف بزنند. زن ها به صحبت و مشورت با یکدیگر علاقه مندند و حال آنکه مردها ترجیح می دهندکه زن ها بجای درددل با آنها مشکلات خود را رک و راست مطرح کرده و راه حل بخواهند. همچنین به نظر می رسد که در زن ها صحبت پرخاشگرانه به روابط موجود لطمه می زند و حال آنکه برای مردها صحبت پرحرارت طرزی از گفتگوست.و بالاخره اینکه مردها بیش از زنها از آمار و ارقام در صحبت هایشان استفاده می کنند. بعضی اوقات زنها از این شیوه صحبت همسرشان دلخورند و آن را بیشتر به حساب قدرت طلبی او می گذارند، حال آنکه ممکن است این نشانه ی برتری طلبی نباشد.

  آرون تی بک(1990)معتقد است: «حال با توجه به اختلافات طرز صحبت میان زن و مرد ، امکان بروز اختلاف و برخورد میان آنها زیاد است. از جمله اینکه ممکن است زن شوهرش را بی علاقه، سلطه جو و بی احساس قلمداد کند و حال آنکه این طرز صحبت اوست که نه تنها با او بلکه در ارتباط با همه از آن استفاده می کند. قضاوت هایی نظیر «شوهرم هیچ گاه به من گوش نمی دهد یا هر چه بگویم مخالفت می کند» نشانه ی طرز صحبت شوهر است و ارتباطی به بی عاطفگی یا نیت بد و ... ندارد. زن و شوهر با اطلاع از این وجوه اختلاف، و اگر بدانند که این اختلاف ها با بی احترامی، بی علاقگی و باور نداشتن و بسیاری از مسائلی از این دست ارتباطی ندارد، می توانند بی آنکه احساس کنند احترامشان رعایت نشده، از بروز سوءتفاهمات جلوگیری نمایند».

با این همه زن و شوهر می توانند با تمرین و آموزش، طرز صحبت شان را به هم نزدیک کنند و روابط میان خود را بهبود بخشند. از جمله اینکه، شوهر با اطلاع از اهمیت معنای نمادین طرز صحبت شان می توانند با گوش دادن فعالانه تر و یا کمتر قطع کردن صحبت های همسرش به بهبود روابط و مناسبات خود با او کمک کند. شوهر باید بداند که اشارات ظاهری صورت و نشان دادن علاقه به گوش دادن، دست کم به قدر خود کلمات و عباراتی که به زبان می آورد مهم است و سرانجام باید درک کند که عبارات متعصبانه می تواند کار گفتگو را به اختلاف بکشاند.
 
 

مهدی خان آبادی

کارشناس ارشد مشاور خانواده

کلینیک مغز و اعصاب و روان بهمن