1. Skip to Menu
  2. Skip to Content
  3. Skip to Footer>

عمومی - روابط عمومی

 

 

 

 احساس عدم امنیت

خصوصیات شخصیتی خصوصیاتی هستند که فرد از اوان جوانی داشته و بر افکار و احساسات او در همه زمینه ها تاثیرگذار می باشند ضمن آنکه فرد به گونه ای غیر قابل باور سعی در اثبات حقانیت این خصوصیات داشته و سرسختانه در برابر هرگونه تغییری در آن ها مقاومت می کند.

یکی از این خصوصیات احساس عدم امنیت است. حتما همه شما افرادی را دیده اید که همیشه نگران از دست دادن نزدیکترین کسانشان هستند و به همين دلیل حتی برای مدتی کوتاه نیز نمی توانند از آن افراد جدا شوند. احساس می کنند که حمایت کافی ندارند (پشتشان خالی است). جالب است که این افراد اکثرا جذب کسانی می شوند که نمی توانند متعهدانه در کنارشان بمانند. معمولا افراد متعددی وارد زندگی آن ها شده و سپس آن ها را ترک می کنند. به این اعتقاد دارند که عشقشان آن ها را ترک خواهد کرد و ناخوداگاه به گونه ای رفتار می کنند که او را مجبور به ترک خود می کنند و به این طریق دلیلی محکم تر بر عقیده خود فراهم می کنند. به عبارتی زندگی آن ها تکرار رفتن است؛ کسی نزد آن ها نمی ماند و عقیده ای راسخ دارند که بالاخره من تنهایم و هیچ حمایت کننده ای ندارم. البته در توجیه آن نیز می گویند سرنوشت من این است و من از اول زندگی بدشانس بوده ام.

در مورد علت پیدایش این احساس باید گفت که زمینه بیولوژیک فرد خیلی مهم است  یعنی برخی انسان ها خیلی نسبت به ترک شدن توسط والدین در کودکی حساسیت دارند و احتمال بروز این خصوصیات در آن ها بیشتر است. ولی چه می شود که در زمینه بیولوژیک مناسب این اتفاق می افتد؟

اگر به هر دلیلی در سنین کودکی یکی از والدین فوت کند یا از خانه برود یا به دلیل بیماری یا هر مشکل دیگری مدتی طولانی در کنار فرزندان نباشد احساس عدم امنیت به وجود می آید. گاهی والدین حضور فیزیکی دارند ولی به دلیل افسردگی، عصبانیت، سوء مصرف مواد، یا هر مسئله دیگری نمی توانند حمایت عاطفی لازم را از کودک به عمل آورند. این والدین معمولا رفتاری پایدار و باثبات ندارند و کودک نمی تواند روی حمایت آن ها حساب کند. اگر پدر و مادر دائم در حال دعوا باشند این تصور در کودک شکل خواهد گرفت که بالاخره یکی از آن ها من را ترک خواهد کرد. اگر کودک پرستار دارد و این پرستار به هر دلیلی مرتب تغییر کند نیز می توان انتظار داشت که احساس امنیت در کودک شکل نگیرد. گاهی هم تولد زودهنگام فرزندی دیگر در خانواده می تواند این احساس را در کودک ایجاد کند که من دیگر برای والدین اهمیتی ندارم. لازم به ذکر است که هرچه این اتفاقات در سنین پایین تری رخ دهد احتمال اختلال در احساس امنیت بیشتر خواهد بود. البته گاهی والد حاضر به خوبی می تواند جای والد دیگر را پر کرده و از این خطر بکاهد.

باید توجه داشت که حمایت خیلی زیاد از کودک نیز می تواند با ایجاد وابستگی در وی، احتمال بروز این خصوصیات را در بر داشته باشد. به عبارتی فرد فرصت پرورش توانایی زندگی مستقل را نمی یابد و همواره باید به فرد دیگری وابسته باشد.

در مقالات بعدی به جنبه های دیگری از این اختلال و درمان آن اشاره خواهد شد.

 

دكتر محسن حافظي

روانپزشك

درمانگاه تخصصي مغز و اعصاب و روان بهمن