1. Skip to Menu
  2. Skip to Content
  3. Skip to Footer>

عمومی - روابط عمومی


شاید فقط آنهایی که خیانت همسر را لمس کرده اند، بدانند آمدن یک رقیب (بعضی اوقات هم چند رقیب!!!) به زندگی زناشویی چه طعمی دارد! وقتی دو نفر در چارچوب ازدواج پیمان عشق و وفاداری می بندند، ولی در میانه ی راه یکی، پیمان را فراموش می کند و با پشت پا زدن به همه ی قول و قرارها راهش را از همسرش جدا می کند، طوفانی عاطفی شروع می شود که نتیجه اش بی اعتمادی، خشم، ناامیدی و خیلی مواقع فروپاشی بنیان زندگی زناشویی است. برای همسری که از شریک زندگی اش بی وفایی دیده است، بی شک این یکی از دردناک ترین تجربه های زندگی است. 

خیانت زناشویی برادر ناتنی صیانت زناشویی است! صیانت سخت تر از خیانت است، همان طور که مشاوره ی زناشویی سخت تر از مشاوره ی طلاق و مسئولیت پذیری سخت تر از بی مسئولیتی است. با توجه به نرخ شتابان رشد روابط فرازناشویی، متارکه و طلاق ـ که فرجام نبود تفاهم و همخوانی شخصیتی، خلقی، فرهنگی، اعتقادی، اقتصادی، اجتماعی و ... ـ بین همسران است، باید به گونه ای جدی نسبت به خطر فروپاشی ازدواج و خانواده در ایران در دو دهه ی 1390 و 1400 هشدار داد. نرخ واقعی طلاق در تهران از 44درصد و در کلان شهرها از 33درصد گذر کرده و در هیچ شهرستانی (حتی یزد!) زیر 21درصد نیست. تا چند سال پیش متخصصان و روان شناسان حوزه ی خانواده بهترین و تنهاترین راه رهایی از خیانت را جدایی و طلاق می دانستند؛ اما با پیشرفت علم مشاوره ی خانواده امروزه مشاوران و روان شناسان با بهره گیری از نظریات مختلف سعی در ترمیم رابطه، بازگرداندن اعتماد، بخشودگی و پیشگیری از طلاق بخاطر روابط فرازناشویی دارند؛ هر چند به اعتراف بسیاری از مشاوران خانواده کار با مراجعان خیانت زناشویی جزو سخت ترین و پیچیده ترین موارد مراجعه کننده به مراکز مشاوره است. در این مقاله، ابتدا به بیان برخی از علائم و دلایل خیانت زناشویی  می پردازیم؛ بعد درباره ی انواع متداول خیانت توضیحاتی می دهیم و در پایان نیز رهنمودهایی درمانی ارائه خواهیم داد. لازم به ذکر است اغلب مطالب طرح شده در این مطلب برگرفته از تجربه چندساله ی بنده در کار مشاوره با مراجعان خیانت زناشویی است.

علائم و دلایل خیانت زناشویی

          شاید یکی از ابتدایی ترین سؤالاتی که مشاوران از مراجعانی که مورد خیانت واقع شده اند می پرسند این است که: «چه علائم و شواهدی دالّ بر خیانت همسرت داری؟!» و از این طریق می خواهند خیانت زناشویی را از «سوءظن زناشویی» متمایز سازند. چرا که بسیاری از تردیدهای همسران ممکن است برگرفته از ظن و تردیدهایی باشد که صرفاً ساخته ی ذهن مراجع بوده و در واقعیت وجود نداشته باشند. مهم ترین علائم و نشانه هایی که از زبان مراجعانی که مورد خیانت واقع شده اند می شنویم عبارتند از: پنهان کاری های مکرر(درباره ی تماس های تلفنی، قرار ملاقات ها و ...)، برآشفتگی شدید وقتی مورد سؤال واقع می شوند که آیا پای کسی دیگر در میان است؟!، داشتن ارتباطات مشکوک تلفنی، پیامکی و یا پست الکترونیکی، تفریحات کاملاً جدا از یکدیگر، جدا از یکدیگر خوابیدن در بستر، تغییر رفتار جنسی و کاهش شدید دفعات رابطه ی جنسی، عدم صحبت از جذابیت جنسی همسر و به کار بردن کلمات عاشقانه، توجه خیلی زیاد به ظاهر خود و حتی تغییر رنگ مو به یک باره (در مردان)، عذرخواهی های مکرر برای بیرون رفتن از خانه و عدم حضور فیزیکی و روانی در منزل و مشغله ی ذهنی دائم و مکرر. البته لازم به ذکر است یک دلیل به تنهایی برای محکوم کردن همسر به خیانت کافی نیست و چند نشانه در طول زمان این شک را در مورد وجود چنین روابطی برمی انگیزد. پس به زوج های عزیز توصیه می کنیم با دیدن یک علامت در دام سوءظن زناشویی نیافتند.

          و اما دلایل خیانت زناشویی؛ در این باره با توجه به طیف وسیع مراجعان پرونده های خیانت زناشویی در مراکز مشاوره، دلایل مختلفی را می توان برشمرد که اغلب جنبه ی «روانی» دارند. در مصاحبه با مراجعانی که مرتکب خیانت یا پیمان شکنی زناشویی شده اند اغلب این دلایل را می شنویم: نیاز به صمیمیت و نوازش جسمی و عاطفی، نوعی حق فردی برای خود قائل شدن، تنوع طلبی در ارتباطات، جلب توجه همسر، استقلال عاطفی، مساوات طلبی نقش جنسی برای خانم ها، نیاز به همدم(محرم راز)، نیاز به تأیید شدن توسط دیگران، تحت تأثیر قرار گرفتن بوسیله ی کسی که چنین روابطی دارد، مقابله به مثل با همسر، کنجکاوی و هیجان خواهی، نارضایتی از رابطه ی جنسی و افزایش عزت نفس و اثبات شایستگی. کسی که وارد رابطه ی فرازناشویی می شود اغلب سه نوع احساس را تجربه می کند: احساس گناه بخاطر خیانت در حق همسر، خوشحالی و نشاط بخاطر احساس تعلق خاطر در رابطه ای جدید و بیم و نگرانی از لو رفتن رابطه ی فرازناشویی. این احساسات متعارض بیانگر فشار روانی ای است که فرد تحمل می کند و آنجا که تحملش به حداقل می رسد به مشاور خانواده مراجعه می کند و مسلماً درمانگر در چنین شرایطی نباید قضاوت ارزشی بکند و سعی کند با او همدلی کند و پذیرش بدون قید و شرط داشته باشد(هر چند این امر به معنی مهر تأیید بر عمل خیانت نیست).

انواع خیانت زناشویی

          برخی مراجعان رابطه ی اس ام اسی با همکاری از جنس متفاوت را خیانت به حساب نمی آورند؛ از این رو لازم است به این نکته اشاره شود که خیانت زناشویی دارای طیفی از روابط تلفنی و اس ام اسی تا رابطه ی جنسی است و مشخصه ی اصلی آن پیمان شکنی و نقض اعتماد به گونه ای است که موجبات ناراحتی و سلب آرامش از همسر را فراهم می آورد؛ حال می خواهد اس ام اسی باشد یا سکسی. با توجه به انگیزه های متفاوت خیانت زناشویی، انواع متفاوتی از خیانت نیز قابل تشخیص است. برخی از نوع «اجتناب از تعارض»اند؛ یعنی فرد خیانت کننده با هدف حداقل تعارض با همسر فرد، دیگری را وارد رابطه ی خود می کند تا از این طریق با ارضای نیاز به احساس تعلق خاطر، مرهمی هم بر احساس تنهایی های او باشد. نوع دیگری از خیانت زناشویی که اغلب در سنین بالا مشاهده می شود ناشی از پدیده ی «آشیانه ی خالی» هستند؛ وقتی فرزندان ازدواج می کنند و می روند خانه دوباره خالی می شود واحساس تنهایی وجود فرد را فرا می گیرد و ازدواجی که صمیمیت به بار نیاورده است، در چنین شرایطی بیشتر در معرض خطر قرار دارد. نوع دیگری از خیانت زناشویی، ناشی از «اعتیاد جنسی» و نوعی «تنوع طلبی جنسی» است؛ که بیشتر در مردان مشاهده می شود. خیانت جنسی ثمره ی به روغن سوزی افتادن رابطه ی زناشویی است. هر چند نوع دیگری از خیانت یعنی «صمیمیت عاطفی» بیشتر در خانم ها مشاهده می شود. به همین خاطر است که به زنان توصیه می شود رابطه ی جنسی با همسرشان را همیشه تازه و زنده نگه دارند و آقایان نیز محبت کلامی را از همسرشان دریغ نکنند. البته نمی گوییم این نوع خیانت ها منحصر به خانم ها یا آقایان است؛ کمااینکه در نوع دیگری از خیانت نیز «آمیزش جنسی» و «صمیمیت عاطفی» توأم است. نوع دیگری از خیانت از نوع «برقراری ارتباطات خارج از خانه» است. زمانی که نیاز انسان به ارتباط به شکل مطلوبی برآورده نشود یا نادیده گرفته شود،  او سعی می کند به شکلی نامطلوب آن نیاز را برآورده سازد. زن خانه داری که در منزل بوده و ارتباطات معناداری با افرادی خارج از منزل به شکل مشروع و قانونی ندارد و مرتب از طرف شوهرش منع شده و کنترل می شود، به اشکال غیرقانونی و نامشروع روی می آورد. برخی خیانت ها از نوع «اتفاقی» هستند. مردان اغلب به زبان می آورند که به پیشنهاد دوستی با زنی ارتباط جنسی برقرار کرده اند و حال درگیر و گرفتار این رابطه شده اند. یا ممکن است زنی اعلام کند در اثر تصادف یا مواردی شبیه به این در موقعیتی در برابر کسی قرار گرفته که همیشه دوست داشته معشوقه اش باشد؛ حال این جذابیت می تواند ظاهری یا شخصیتی و یا مربوط به طبقه ی اقتصادی ـ اجتماعی باشد. نکته ی مهم اتفاقی بودن و برنامه ریزی نشده بودن این ارتباط است. نوع دیگری از خیانت نیز به قصد انتقام از همسر انجام می شود؛ به قصد تخلیه ی خشم و اثبات اینکه من هم می توانم!!! گاهی از زبان مردان می شنویم که «من خیانت کردم ولی تو ازت برنمیاد یه همچین کاری بکنی!» چنین جمله ای خشم طرف مقابل را شعله ورتر می سازد و این احتمال وجود دارد از روی لجبازی دست به چنین کاری بزند. خیانت جنسی رابطه ی زناشویی را می شکند و توسط خانم ها بیشتر قابل تحمل است، چون اگر خانم ها بدانند هنوز شوهرشان به آنها توجه دارد، انعطاف نشان می دهند؛ با این حال وقتی پای ضعف جنسی در میان باشد، خیانت بیشتر چشم پوشی از رابطه ی جنسی با همسری است که دچار ضعف جنسی است.

درمان رابطه ی فرازناشویی

          در پایان برای مشاوران و روان شناسان در برخورد با مراجعان خیانت زناشویی چند رهنمود مهم ارائه می دهم که می توانند با توجه به نوع مراجعان و مشکلات آنها از این رهنمودها استفاده کنند. تنها راه پی بردن به خیانت «اقرار کردن» است؛ اما برای رسیدن به این هدف التماس کردن، تهدید کردن، تحقیر کردن، وعده و وعید دادن و فریب دادن از طرف مشاور جایز نیست. اولین نکته این است که درمانگر در صورت اطمینان از وجود رابطه ی فرازناشویی باید آن را با ظرافت و حوصله برملا سازد؛ طوری که به رابطه ی درمانی لطمه نزند. اگر درمانگر فهمید که این نوع رابطه وجود دارد و نگفت، در مثلت درمانی گیر افتاده است و مثلث ها نشانه های مرضی را وخیم می کنند و نمی گذارند درمان جلو رود و گاهی حتی موجب به بن بست رسیدن فرآیند درمان می شوند. حضور یک رفتار یا پدیده که موجب متوقف شدن رفتار قبلی می شود یا رفتاری را که نتیجه ی جدیدی بوجود می آورد، مثلث سازی می گویند. توجه مرد به تلویزیون، اعتیاد مرد یا زن، حضور بچه، ادامه تحصیل یکی از زوج ها، حضور فرد دیگری از اعضای خانواده ی طرفین در زندگی زوج، ارتباط یکی یا هر دو با فردی غیرهم جنس و ... همگی مثال هایی از مثلث سازی هستند. به هر حال طرف مقابل که مورد خیانت واقع شده باید بفهمد، چون کمک او لازم است. درمانگر باید مراجع را یاری کند تا برای افشای راز خیانت در برابر همسرش راهی پیدا کند در هر صورت زمانی که مثلث سازی(حضور مرد یا زنی در زندگی زن یا شوهر) ایجاد شود، باید ابتدا درمانگر مطمئن شود که مثلث سازی درمان شده، بعد به درمان زوج بپردازد؛ چون با حضور فرد سوم درمانگر نمی تواند به ترمیم رابطه ی زوج بپردازد. شاید این سؤال مطرح شود که آیا زمانی هم هست که رابطه ی فرازناشویی نباید بر ملا شود؟! پاسخ این است که در شرایطی که احتمال خشونت فیزیکی و طلاق بالاست، سابقه ی دیرینه و مزمنی از رابطه ی نامشروع وجود دارد، مطمئن نیستیم رابطه ی نامشروع روی داده است یا نه، و وقتی همسر رابطه ی نامشروع را انکار کرده یا کتمان می کند، راه چاره برگزاری جلسات فردی است و بهتر است در افشای آن خیلی بیشتر احتیاط کرد.

نکته ی مهم بعدی این است که اگر قرار به وقوع درمان است رابطه ی فرازناشویی باید پایان یابد و درمانگر باید از فرد درگیر در رابطه ی فرازناشویی جهت پایان دادن به آن حمایت کند. اغلب وقتی به فرد خیانتکار اختیار می دهیم، او دیگر سراغ فرد سوم نمی رود اما وقتی او را منع می کنیم این احتمال هست که دوباره به سمت فرد سوم برود؛ باید اعتماد در رابطه ی حسنه بین مراجع و درمانگر به وجود آمده باشد. گاهی درمانگران وقتی در این راه به جایی نمی رسند(اعتماد و دادن اختیار)، جدایی موقت زن و شوهر را تجویز می کنند مگر اینکه زن یا مرد تصمیم بگیرند فرد سوم را رها کنند. بعضی اوقات چندین ماه طول می کشد تا زن یا مرد تصمیم بگیرند فرد سومی را که وارد حیطه ی روابط آنها شده است، از زندگی خصوصی خود دور کنند. در طول شرایط جدایی هم درمانگر و هم مراجع از این شرایط خسته می شوند و ادامه ی این وضع باید مدام بررسی شود تا هر جا لازم باشد این جدایی خاتمه یابد. نباید انتظار درمانگر و مراجع این باشد که در زمان جدایی، شرایط آرمانی ای ایجاد شود، چون شاید چیزی در این زمان و یا بعد از آن تغییر نکند؛ به هر حال بعضی از ابعاد شخصیت غیرقابل تغییر است.

 

کار دیگری که درمانگر بهتر است انجام دهد آرام ساختن فضای خانواده در جلسه ی مشاوره از طریق تبدیل پدیده ی خیانت از یک فاجعه به اتفاقی نامطلوب است. تنها در چنین شرایطی امکان کار مفید بر روی موضوع خیانت وجود دارد. در عین حال مشاور سعی می کند از همسر آسیب دیده حمایت کند. نکته ی بعدی پرهیز قضاوت به شدت ارزشی و سرزنش فرد خیانت کننده است؛ چرا که در رابطه ی درمانی با مراجع مشکل به وجود می آورد. باید سعی شود مسئولیت پذیری در او تقویت شود: مسئولیت سلب اعتماد و مسئولیت به وجود آوردن اعتماد مجدد. نکته ی بعدی در فرآیند مشاوره نپرداختن به جزئیات غیر مهم رابطه ی فرازناشویی است. همین که اصل موضوع در موقعیت مقتضی بر ملا شود کافی است، دیگر نیازی به پی بردن به چند و چون آن ارتباط نیست. گاهی مشاهده می شود همسر پیمان شکن انتظار بخشش فوری از جانب همسرش را دارد، که در چنین شرایطی بهتر است زوج درمانگر فرآیند تدریجی بخشودگی را برای وی تبیین سازد و ذکر کند در بهترین شرایط و به مرور زمان در جریان مشاوره خاطره ی تلخ خیانت به گوشه ای از ذهن قربانی تبعید می شود، اما فراموشی ای صورت نمی پذیرد. برای تحکیم رابطه ی زوج در راستای خروج از رابطه ی نامشروع مشاور پیشنهاد می دهد زوج در طول روز درباره ی نیازها و خلاءهای عاطفی همدیگر گفتگو کنند، ابراز احساسات منفی نسبت به همسر را پیش هر کسی فاش نسازند، حداقل هفته ای یک بار دوتایی بیرون بروند و از برنامه ی زندگی روزانه ی یکدیگر بطور کامل مطلع باشند. در پایان لازم به ذکر است اغلب مشاوران در کار با موارد خیانت زناشویی مدل تلفیقی ای از مشاوره را به کار می گیرند.

 

مهدی خان آبادی

کارشناس ارشد مشاوره خانواده

کلینیک تخصصی مغز، اعصاب و روان بهمن