1. Skip to Menu
  2. Skip to Content
  3. Skip to Footer>

عمومی - روابط عمومی


روان درمانی تحلیلی به نوعی روان درمانی اطلاق می شود که در آن با بررسی عمیق و تحلیل وضعیت روانی فرد سعی می شود به او در غلبه بر مشکلات هیجانی  کمک شود.این مشکلات هیجانی به صورت علایم روانشناختی نظیر افسردگی و اضطراب،مشکل در ارتباط با دیگران،کار کردن،توانایی عشق ورزیدن،خشنودی از زندگی،و اعتماد به نفس خود را نشان می دهند.در این نوع درمان سعی بر ان است که فرد بتواند با اگاهی از مکانیسمهای ناخوداگاه بروز این علائم بر انها چیره شود.

در روان درمانی تحلیلی فرض بر ان است که اکثر زندگی ما تحت تاثیر ناخوداگاهی است که در زمان کودکی شکل گرفته است.این ناخوداگاه تصویری از خود ما و نیز تصویری از دیگر افراد مهم در زندگیمان را در ذهن ما ترسیم کرده است که با هیجانات شدید و پیچیده ای همراه می باشد.آرزوها،ترسها، و دیدگاههای ما همه تحت تاثیر این ناخوداگاهند.این ناخوداگاه بر تمام ارتباطات ما،انتخاب شغل،انتخاب همسر،انتخاب سرگرمی ها و علایق شخصی،و روش بزرگ کردن فرزندانمان نیز تاثیرگذار است.انسان همواره در ارتباطات خود نقشی از گذشته را ترسیم می کند.به عنوان مثال اگرپدری سختگیر داشته و از او می ترسیده حالا هم در برخورد با همه کسانی که نمادی از پدر یا مرجع قدرت باشند ترس دارد و این ترس او می تواند ربطی به رفتار طرف مقابل هم نداشته باشد.البته  این را باید ساده ترین مثال ممکن در زمینه تاثیر ناخوداگاه بر احساسات فرد دانست.زمانی می توان این ناخوداگاه را به سطح اگاهی فرد رساند که فرد در ارتباطی طولانی مدت با درمانگربتواند عواطف خود را بروز داده و این عواطف مورد تحلیل قرار گیرند.در واقع درمانگر محل  تمرکز عواطف بیمار قرار گرفته و سپس همین عواطف را مورد تحلیل قرار می دهد.از طرف دیگر در رابطه طولانی بیمار و درمانگر بسیاری از طرحواره های ترسیم شده دوران کودکی که مسئول بروز مشکلات کنونی هستند مورد ترمیم قرار می گیرند.به عبارت دیگر بیمار دوره جدیدی از رشد را در کنار درمانگر خود می گذراند.

یکی دیگر از مسائلی که در روان درمانی تحلیلی مورد بررسی  قرار می گیرد نحوه برخورد ما با مشکلات هیجانی است؛یعنی مکانیسمهای دفاعی ما در برابر مسائلی که می توانند روحیه ما را به هم بریزند.این مکانیسمها بسته به سطح تکاملی وضعیت روانی فرد متفاوت هستند و برخی از انها هرچند در ابتدا آرامشی موقتی به انسان می دهند ولی در صورت استفاده بیش از حد می توانند در روابط فرد اختلال ایجاد کنند.به عنوان مثال برخی افراد صفات ناپسند خود را به دیگران نسبت می دهند.این افراد ممکن است خودشان به دیگران حسادت بورزند ولی چون قبول این ضعف برایشان سخت است به تدریج فکر می کنند که دیگران به انها حسادت دارند.البته کل این فرایند به صورت ناخوداگاه رخ داده و فرد خودش متوجه نیست ولذا با خواندن کتاب یا اموزش یا نصیحت کردن و مجاب کردن وی هم برطرف نخواهد شد. این روند در نهایت باعث می شود که دوستانش از او دوری کنند و او مجددا دلایل بیشتری برای حدس خودش که دیگران به من حسادت دارند پیدا  میکند.در عوض فردی که تکامل روانی خوبی دارد در برخورد با مشکلات از روشهایی استفاده می کند که در نهایت به نفع او هستند.مثلا تصمیم گیریها را به تعویق می اندازد تا هیجانی تصیم نگیرد یا اینکه در اوج ناراحتی از موضوعی می تواند جنبه های خنده دار آن موضوع را مطرح کرده و تا حدی از فشاراسترس روانی خود بکاهد.

 

همانطور که در این مقاله به کرات اشاره شده ارتباط درمانی طولانی مدت بین بیمار و درمانگر اصل اول درمان را در روان درمانی تحلیلی تشکیل می دهد.به همین دلیل طول مدت درمان در بسیاری از موارد دو سال یا بیشتر تعیین شده است که بیمار هفته ای یک تا دوبار با درمانگر خود جلسات درمانی برگزار می کند.این موضوع باعث می شود افرادی در این نوع درمان موفق باشند که انگیزه بالایی برای تغییر در خود احساس کنند.

 

 دکتر محسن حافظی
روانپزشک- رواندرمانگر، فلوشیپ اختلالات روانتنی
درمانگاه تخصصی مغز، اعصاب و روان بهمن