1. Skip to Menu
  2. Skip to Content
  3. Skip to Footer>

عمومی - روابط عمومی


امروز قشر جوان کشور ما بیش از پیش در معرض خطر اعتیاد به انواع مواد مخدر قرار دارد. به جرأت می توان گفت اعتیاد به مواد مخدر یکی از مهم ترین عوامل ازهم پاشیدن خانواده هاست و گواه این مدعا گزارشات رسیده از مراکز مشاوره و مددکاری و کلینیک های ترک اعتیاد است. برخی روانشناسان اعتیاد را عامل مخرب خانواده قلمداد می کنند و برخی برعکس، به محیط نامناسب خانواده، بعنوان تسهیل کننده ی اعتیاد به مواد مخدر در بین اعضای خانواده توجه می کنند.

در هر حال واقعیت امر این است که بجز تولید کنندگان و مصرف کنندگان مواد مخدر هیچ کس از این اوضاع راضی نیست. تولیدکنندگان مواد مخدر که علاقه ی اجتماعی پایینی هم دارند و تنها به منافع خودشان فکر می کنند، هر روز تنوع بیشتری در مواد مخدر به وجود می آورند تا میزان تقاضا در بین مصرف کنندگان را افزایش دهند. مقوله ی مبارزه با مواد مخدر، دارای دو بخش اصلی است: نخست تلاش برای کاهش عرضه ی مواد مخدر و دیگر تلاش برای کاهش تقاضا. ما شاهد تلاش قابل تقدیر نیروی انتظامی و قوه ی قضائیه در زمینه ی مبارزه با عرضه ی مواد مخدر بوده ایم، اما بنظر می رسد حال باید فکری جدی برای کاهش تقاضای مواد مخدر دربین افراد جامعه مخصوصاً جوانان بکنیم. بهتر است بپذیریم اعتیاد یک بیماری است که مانند بیماری های خطرناک دیگر(فلج اطفال، آبله، ایدز و ...) نیازمند «پیشگیری» است.

 

اعتیاد(سوءمصرف و وابستگی به مواد) همچون دیگر اختلالات روانی علل ترکیبی دارد و هرگز یک علت واحد ندارد؛ اختلالات مربوط به مراحل رشد، اختلالات شخصیت(مخصوصاً اختلال شخصیت ضداجتماعی)،عوامل مربوط به وراثت و تقویت مثبت ناشی از حالت نشئگی از مهم ترینِ این عوامل اند.اما روان شناسان و جامعه شناسان نقش مهم «آشفتگی خانواده» را در بروز و شیوع پدیده ی اعتیاد، به اتفاق تأیید می کنند. باورهای اشتباه درباره ی مصرف مواد مخدر(اعتیادآور نبودن، بی ضرر بودن، کمک به افزایش تمرکزحواس، افزایش مداوم انرژی، فراموش کردن غم و غصه ها و ...)، فشارهای روانی و اقتصادی در خانواده، بی توجهی به نیازهای اساسی جسمی و روانی فرزندان، وجود روابط ناسالم در خانواده، اعتیاد یکی (یا بیشتر) از اعضای خانواده به مواد مخدر یا خرید و فروش آن، اعمال تبعیض های گوناگون بین فرزندان، ناسازگاری والدین با یکدیگر و وجود روابط بیمارگون بین آنها و درگیری های خانوادگی، جوّ ناسالم در درون خانواده بخاطر دیکتاتوری شدید یا آزادی مطلق، شتاب در تصمیم گیری و زدن برچسب های نادرست و اهانت آمیز به فرزندان، مسامحه در فراهم ساختن وسایل تفریحی سالم و سازنده برای فرزندان، وجود قوانین انعطاف ناپذیر و سخت گیری های بی مورد در خانواده و طلاق دائمی والدین مهم ترین عواملی است که ظهور اعتیاد به مواد مخدر را در بین اعضاء خانواده تسهیل می کند. بنظر مشاوران خانواده، خانواده ها در پیشگیری از اعتیاد اعضای شان نقش مهمی دارند. مراقبت های اصولی والدین از فرزندان، تشویق فرزند و روابط گرم و صمیمی با یک بزرگتر، محیط سالم و پذیرای خانواده، انتظارات متعادل والدین از فرزندان، مقررات خانوادگی محکم و در عین حال انعطاف پذیر، نظارت صحیح بر روابط دوستانه فرزندان، حمایت از موفقیت ها، شایستگی ها و اهداف زندگی جوانان، دلگرمی به اعضای خانواده در موقع شکست(در تحصیل، کار و ...) و البته وجود جوّ حمایت گر در محیط مدرسه و دانشگاه و ایجاد فرصت برای جوانان جهت انجام فعالیت های سالم در زمینه های گوناگون، پیشگیری از اعتیاد را آسان می سازد.

 

پیش از این روانشناسان تلاش می کردند تا به این سؤال پاسخ دهند که : «چرا افراد به سوءمصرف مواد مخدر گرایش پیدا می کنند؟!» و حال این سؤال این گونه تغییر شکل پیدا کرده است: «چرا افراد از اعتیاد به مواد مخدراجتناب می کنند؟!!!».یعنی بجای روانشناسی «آسیب»، روانشناسی «بهداشت» مورد توجه قرار گرفته است. بر همین اساس یکی از مهم ترین عوامل شناخته شده در بین چنین افرادی ویژگی «تاب آوری» است؛ تاب آوری به معنی توانایی فرد است برای سالم ماندن و مقاومت در برابر شرایط سخت و پرخطر. در واقع فرد تاب آور کسی است که نه فقط بر شرایط دشوار چیره می شود، بلکه طی آن قوی تر نیز می گردد. چنین فردی برای غلبه بر شرایط دشوار تمامی امکانات بالقوه ی فردی و محیطی را جهت مقابله با شرایط سخت به کار می گیرد و سعی می کند تهدیدها را به فرصت تبدیل کند. او گرچه در معرض خطر قرار می گیرد، اما دچار اختلال سوءمصرف مواد نمی شود. پس نتیجه اینکه گرچه مواجه شدن با خطر شرط لازم برای آسیب پذیری است، اما شرط کافی نیست. 70درصد از دانشمندان و نخبگان جامعه و کسانی که به سطوح بالای اجتماعی رسیده اند، از جمله افراد تاب آورند. اما نکته ی جالب و امیدوارکننده درباره ی تاب آوری این است که این ویژگی خوشبختانه آموختنی است. حال سؤال اینجاست که ما چگونه می توانیم این ویژگی را در درون خود پرورش دهیم. اگر می خواهید در برابر مشکلات گریزناپذیر زندگی تاب آورتر شوید بهتر است:

1-     اهمیت احساس تعلق خاطر به خانواده را فراموش نکنید و با آنها ارتباطی صمیمی و محترمانه داشته باشید.

2-     روابط دوستانه یسالم و مطلوبی را رشد دهید. فراموش نکنید «کمال همنشین واقعاً در شما اثر خواهد کرد».

3-     سعی کنید ویژگی مسئولیت پذیری را در خود پرورش دهید؛ انداختن مسئولیت به گردن جامعه و قضا و قدر کار آسانی است اما دردی دوا نمی کند، و این مسئولیت پذیری است که مشکل تر اما راهگشاتر است.

4-     سعی کنید الگوهای مثبت و مناسبی را برای زندگی تان اتخاب کنید.

5-     رابطه ی مستحکمی با مقوله ی «معنویت» در زندگی تان برقرار کنید.

6-     انتظارتان از خودتان معقول و منطقی باشد و از خودتان توقعات نامعقول و آن چنانی نداشته باشید.

7-     سعی کنید مهارت های زندگی را از طریق شرکت در کلاس های آموزشی و مطالعه کتاب یاد گرفته و بکار بگیرید.

8-     فراموش نکنید خود شما سرنوشت و آینده ی شغلی، تحصیلی و خانوادگی تان را رقم می زنید.

9-     تلاش کنید مهارت های مربوط به سازگاری با دیگران را یاد بگیرید؛ چون راهی بجز زندگی کنار دیگران نداریم. شاید ساده ترین مهارت «همدلی» با آنهاست یعنی دیدن دنیا از چشم دیگران و درک احساس شان نسبت به موضوع.

10-بعضی وقتها سخت است ولی سعی کنید زندگی را اینقدر سخت نگیرید؛ در اوج ناراحتی می توانید به اینکه چقدر یک قضیه ای را جدی گرفته اید از ته دل بخندید. سعی کنید شوخ طبعی را در خود پرورش دهید.

 

می پذیریم که معتاد بیمار است و اعتیاد یک اختلال روان پزشکی است. اما نکته اینجاست که معتاد بیماری است که بر بیمار ماندن خود اصرار دارد. اعتیاد پدیده ی پیچیده ای است که ابعاد گوناگونی دارد. اعتیاد فقط یک مشکل طبی نیست. آنچه درمان اعتیاد را دشوار می کند همین چندبعدی بودن آن است. اگر اعتیاد را «لذت طلبی» بیمارگونه تعریف کنیم، سخن به گزاف نگفته ایم. احساس لذتی که از مصرف ماده به فرد دست می دهد، دقیقاً برعکس احساس ناخوشایندی است که پس از ترک مصرف ماده بوجود می آید. این یکی از علل عدم تمایل معتاد به درمان است. عوامل دیگر سبک زندگی، شخصیت بیمارگونه و مستعد اعتیاد، بیماری های همراه(افسردگی، اضطراب و ...) است. دشواری درمان اعتیاد در این است که فرد معتاد تمایل و انگیزه به درمان ندارد. اگر این شرط برآورده شود، به جرأت می توان گفت اعتیاد کاملاً درمان پذیر است. بنابراین مهم ترین و دشوارترین مرحله ی درمان اعتیاد همان «ایجاد انگیزه» است. این کار ممکن است روزها و هفته ها طول بکشد. شاید هم در بعضی موارد، در این زمینه موفق نشویم. اما به هر حال گام نخست در درمان باید ایجاد انگیزه در فرد معتاد باشد. در این مرحله می توانیم به فرد معتاد اطمینان بدهیم که به او به چشم یک بیمار می نگریم و از او مراقبت خواهیم کرد. اگر او آمادگی و انگیزه داشته باشد، روانپزشک با تجویز داروهایی ناراحتی او را به حداقل رسانده، بی قراری، درد، بی خوابی و دیگر علائم سندرم ترک(بروز علائم جسمی با کاهش یا قطع مصرف طولانی مدت یک ماده؛ این علائم در مورد هر ماده اختصاصی است مثل بی قراری، بی خوابی، چرت زدگی، دردهای عضلانی، ...) را کنترل خواهد کرد. او را آگاه سازیم که پرهیز به معنای درمان نیست و درماناعتیاد فرآیندی طولانی و تدریجی است و اعتیاد یک بیماری مزمن محسوب می شود. در گام دوم می توان او را برای «سم زدایی» به پزشک یا روان پزشک معرفی نمود. سم زدائی به این مفهوم است که پزشک با تجویز داروهائی، بدن را برای زندگی بدون ماده ی اعتیادآور، آماده می سازد. این مرحله بسته به نوع ماده و عمر نیمه ی آن، چند روز تا چند هفته طول می کشد. در پایان مرحله ی سم زدائی فرد دیگر از نظر جسمی معتاد نیست. یعنی وابستگی جسمی از بین رفته است. مفهوم آن این است که معتاد دیگر ماده ی اعتیادآور مصرف نمی کند، اما دچار علائم سندرم ترک هم نمی شود. نکته ی قابل توجه اینکه از بین رفتن وابستگی جسمی به معنی بهبودی نیست، بلکه بهبودی به معنای از بین رفتن رفتار داروجویانه است و این کار مدت ها طول می کشد و نیازمند تغییر در سبک زندگی، شرکت در گروه های خودیاری(مثل انجمن معتادان گمنام) و روان درمانی است.

 

 مهدی خان آبادی

کارشناس ارشد مشاوره خانواده

کلینیک تخصصی مغز، اعصاب و روان بهمن