1. Skip to Menu
  2. Skip to Content
  3. Skip to Footer>

منو - کلینیک


 «تغيير» يك دفعه رخ مي دهد يا فرايندي تدريجي است ؟!

 

 انسان به خاطر انسان بودنش تقريباً هميشه ي تاريخ در پي تغيير وضعيت موجود ابعاد مختلف زندگي خويش (شخصي، خانوادگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و ...) بوده است و آن را براي زندگي خويش نوعي نياز به حساب آورده است.از بين اين حوزه ها، حوزه ي زندگي شخصي و خانوادگي ارتباط بيشتري با علم روانشناسي دارند ـ هر چند ساير حوزه ها نيز با اين علم بي ارتباط نيستند ـ . نياز به تغيير در وجود او باعث شد عده اي كلّاش با حربه هايي چون سحر و جادو ادعا كنند مي توانند هرگونه تغييري در زندگي مراجعان شان را به زوديِ زود و با وردهايي كه مي خوانند يا با دعاهايي كه مي نويسند به وجود بياورند و تنها كاري كه مراجعان بايد انجام مي دادند اين بود كه فقط جيب درمانگران شان(يا همان جادوگران و دعانويس ها) را تا مي توانند پر كنند. حال زماني هم اتفاق مي افتاد كه اتفاقي و بر حسب تصادف برخي از اين مشكلات به دلايل مختلف كه خيليهم ارتباطي با آن وردها و جادوها نداشتند يا حل مي شد يا در مسير حل شدن قرار مي گرفت، اما اغلب مسائل افراد بدون حل باقي مي ماند. اين افراد شياد به خيال خود زرنگي كرده و اين تغييرات اتفاقي را به وردها و جادوهاي خود نسبت مي دادند. پذيرش اين موضوع سخت است اما در حال حاضر نيز افرادي هستند كه چنين ادعاهاي پوچ و بدون مبنايي دارند و مدعي هستند مي توانند با خواندن ورد يا نوشتن دعا مسائلي را حل كنند كه در گذر زمان بوجود آمده، عوامل زيادي نگهدارنده ي آنها بوده و عوامل زيادي نيز ادامه دهنده ي اين مسائل هستند، بسياري از آنها مبنايزيست شناختي داشته و برخي از آنها جز از طريق درمان هاي علمي و تحت نظر يك متخصص، قابل برطرف شدن نيستند. بيماري هايي مثل افسردگي، اضطراب، وسواس، انواع ترس ها، مسائل زناشويي، اختلالات جنسي و ... . آن طرف ماجرا هم شاهد حضور مراجعاني هستيم كه ساده لوحانه حاضرند هر چقدر لازم است پول خرج كنند تا مشكلات شان بدون صبر و تلاش خودشان و فقط از طريق خواندن دعاي خاصي يا گذاشتن دعاي مخصوصي در جاي خاصي برطرف شود! مسلماً اين گونه افراد متوجه نقش عوامل زيستي، رواني و اجتماعي در بوجود آمدن مشكلات شان نيستند. مثلاً درمان افسردگي مستلزم مصرف دارو، اصلاح تحريفات شناختي و ايجاد تغيير در رفتارهاي ناكارآمد است و ايجاد تغيير در يك خانواده مستلزم انعطاف پذيري قواعد خانواده و ايجاد تغييراتي در نوع روابط خانوادگي است و مسلماً دستيابي به اين مهم به مرور زمان و با گذشت زمان ممكن مي شود. مثل اين مي ماند كه شما گرسنه باشيد و نيازمند غذا، اما غذافروش شيادي به محض اينكه بفهمد شما گرسنه ايد غذاي مسمومي به شما بدهد. كسي كه ادعا مي كند مي تواند مشكلات مختلف را به سرعت حل كند شايد متوجه نيست فردي كه به او مراجعه كرده هنگامي كه در اين مسير اشتباه شكست مي خورد ضربه ي رواني دوچنداني مي خورد؛ چون اين بار ديگر باور مي كند مشكلش قابل حل نيست.

اگر بخواهيم عوامل مؤثر در پديدايي چنين آسيبي را بررسي كنيم بنظر مي رسد سه عامل «مراجعان» ، «جادوگران(شيادان)» و «عوامل فرهنگي» مهم ترين عوامل هستند. خود مراجعان اولين و مهم ترين ضلع اين مثلث اند. مراجعاني زماني هم كه به روانشناس يا مشاور مراجعه مي كنند تلويحاً به او مي گويند : «از اين زندگي بدون تغيير خسته شده ام؛ لطفاً من و زندگي ام را تغيير دهيد، بدون اينكه من تغيير كنم!!!» اين پيام متناقض بخوبي نشان مي دهد اين دسته از مراجعان مايل نيستند خودشان براي ايجاد تغييري كه از آن حرف مي زنند تلاش چنداني انجام دهند و در اين شرايط بهترين مشاوران و روانشناسان نيز نمي توانند كار خاصي انجام دهند. انگيزه، تلاش هدفمندانه، تعهد و صبر شايد مهم ترين عوامل جهت برطرف كردن مسائلي هستند كه اغلب مراجعان را به كلينيك هاي روان درماني و مراكز مشاوره سوق مي دهد.

ضلع ديگر اين مثلث افرادي هستند كه همان طور كه گفته شد از نياز به تغيير مراجعان فوق نهايت سوءاستفاده را كرده و با وعده و وعيدهاي پوچ مبني بر محو كردن مشكلات درمانجويان در كوتاه مدت، تنها جيب آنها را خالي مي كنند. بنظر مي رسد اين دو دسته يعني مراجعان و جادوگران يكديگر را تقويت مي كنند. جادوگراني كه مسكّن هاي كوتاه مدت مي دهند و مراجعاني كه به اين مسكّن ها وابسته شده اند. ضلع سومي كه اين دو ضلع را تكميل مي كند، همانا عامل فرهنگي است. داستان ها و كارتون هاي دوران كودكي را بخاطر مي آوريد. غول چراغ جادو، لوبياي سحرآميز و امثال اينها بنظر مي رسد از همان دوران ابتدايي زندگي اين باور را در درون ذهن ما القاء مي كردند كه هميشه بايد منتظر يك معجزه يا معجزه گري براي برطرف كردن مسائل بود. معجزه گري كه عصاي سحرآميز دارد و قادر به برآوردن آرزوهاي ماست.

خيلي ساده است: ما انسان ها بيشتر از اينكه طالب تلاش و كوشش باشيم، مي خواهيم بدون تحمل رنج و سختي به خواسته هاي مان برسيم؛ انگار همان طور كه مي خواهيم يك شبه پولدار شويم، تمايل داريم در كوتاه ترين زمان مسائل مان برطرف شود. به كرّات شاهد حضور مراجعاني در كلينيك هاي روان درماني و مراكز مشاوره هستيم كه توقع دارند در يك يا دو جلسه مسائل شان بيان شده، بررسي شده، راه حل ارائه شده و نتيجه به دست آيد. حال آنكه اين انتظار اشتباه در اكثر مواقع به شكست آنها در امر مشاوره منجر مي گردد. آن گاه چنين مراجعاني مسئوليت را به گردن مشاور، خانواده، جامعه و ... مي اندازند. حال آنكه گام اول در راه مقابله ي مؤثر با مسائل و حل و فصل آنها پذيرفتن اين واقعيت است كه: « مسئله ي من متعلق به مناست و مهم ترين مسئوليت جهت مقابله و حل آن نيز به عهده ي خودم است». زماني كه پذيرفتيم مسئله متعلق به ماست تازه اولين گام را برداشته ايم؛ چراكه بيشترين كنترلي كه هر يك از ما براي ايجاد تغيير داريم، كنترل روي افكار، احساسات و رفتارهاي خود ماست. تمركز بر ديگران و عيب و ايراد گرفتن از آنها دردي دوا نمي كند. بهتر است بپذيريم هر چند ما دوست داريم آنها طبق ميل و خواسته ي ما رفتار كنند، اما در واقعيت آنها همان طوري رفتار مي كنند كه خودشان مي خواهند و اين نوع رفتار خيلي اوقات با آنچه ما انتظار داريم همخواني چنداني ندارد. پس مي توان عامل مسئوليت پذيري در قبال حل مسائل را نيز به عوامل چهارگانه اي كه پيش از اين بيان شد، اضافه كرد.

درهرحال ايجاد تغيير همان قدر كه در نگاه اول ساده بنظر مي رسد در واقع سخت و دشوار است. سخن زيبايي است كه مي گويد: « در جهان تنها يك پديده ي ثابت وجود دارد و آن تغيير است». پس نياز به تغيير يك واقعيت است، اما برخورد با اين نياز بين افراد مختلف، متفاوت است. همان طور كه برخورد با نيازي مثل گرسنگي متفاوت است. خلاصه ي كلام اينكه مراقب نحوه ي نگاه تان به ايجاد تغيير و حركت به سمت جلو در زندگي تان باشيد. مسير تغيير نيز به مانند ديگر مسيرها پر از راه هاي انحرافي است و شايد علم و آگاهي بهترين راهنماي ما در يافتن مسير مطلوب براي تغيير موردنظرمان در هر بعدي از زندگي از جمله حل مسائل روان شناختي و خانوادگي مان باشد.

 

مهدي خان آبادي

كارشناس ارشد مشاوره خانواده

کلینیک مغز، اعصاب و روان بهمن یزد