1. Skip to Menu
  2. Skip to Content
  3. Skip to Footer>

منو - کلینیک


  اعتیاد یک مسئله حاد اجتماعی است که هزینه های شخصی،خانوادگی و اجتماعی فراوانی را موجب می شود. هر ساله در کشورهای مختلف و به ویژه ایران، میلیون ها دلار هزینه، صرف مبارزه با مواد یا درمان افراد وابسته به مواد می شود. بر اساس گزارش سازمان ملل(2005)، در ایران از هر 17 نفر یک نفر معتاد به مواد است. علاوه بر این بیست درصد از جمعیت60 15 ساله کشور به نحوی در سوء مصرف مواد نقش دارند. 

آسیب های روانی و اجتماعی که متوجه زندگی فرد و خانواده و می شوند بسیار زیاد است. طرد شدن از جانب دوستان و آشنایان، روابط خانوادگی گسسته، بی احترامی و از دست دادن شغل از جمله مشکلاتی است که برای مبتلایان به اختلال مصرف مواد به وجود می آید(دسی و رایان،2000). در این بین آنچه که خصوصا در کشور ما دارای اهمیت است شروع مصرف مواد در سنین پایین و در سال های دبیرستان است. مخصوصا در سال های اخیر و با ورود روز افزون مواد صنعتی و شیمیایی جدید به بازار و گرایش جوانان به سوی مصرف این گونه مواد، اهمیت پرداختن به این موضوع دو چندان می شود. از دیدگاه بهداشتی، پیشگیری از یک بیماری در سه سطح تعریف می شود. پیشگیری سطح اول که به معنای شناسایی عوامل مستعد کننده ابتلا و به کار بردن راهبردهای مناسب جهت جلوگیری از ابتلا به بیماریست. پیشگیری سطح دوم به معنای به کاربردن راهبردهای درمانی بعد از ابتلا و سعی در از بین بردن بیماریست و پیشگیری سطح سوم به معنای انجام راهبردهای توانبخشی بعد از بروز تاثیرات منفی بیماریست. بدیهی است که در این رابطه و خصوصا در زمینه مصرف مواد و وابستگی به آن، بهترین راهبرد، پیشگیری اولیه است، چراکه هزینه های کمتری را به فرد و جامعه تحمیل می کند. از همین رو، باید سعی شود تا بیشترین آگاهی رسانی هم به والدین و مربیان و هم به دانش آموزان ارائه شود، تا در حد امکان از بروز اعتیاد و مصرف مواد در افراد پیشگیری شود. در این رابطه مسئولیت سنگینی بر دوش والدین و اولیا مدرسه است. در این نوشته سعی شده است تا عوامل بروز اعتیاد، خطر مصرف مواد جدید، فاکتورهای خطرساز و نقش اولیا و معلمان در این رابطه مورد بررسی قرار گیرد.

 

چه عواملی ریسک مصرف مواد را بالا می برد؟

بر اساس پژوهش های صورت گرفته، عوامل مختلفی وجود دارند که احتمال مصرف مواد را در فرد افزایش  می دهند. در این رابطه می توان به عوامل شخصیتی، ژنتیک، عوامل محیطی، تربیتی و خانوادگی اشاره کرد. از نظر شخصیتی ثابت شده است که احتمال ابتلا به اعتیاد در برخی از سبک های شخصیتی بالاتر از دیگران است. افراد بالا درجه بالای نوجویی و تجربه گرایی، افرادی که در کودکی مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی بوده اند، افرادی با صفت های شخصیتی ضد اجتماعی و افراد تکانشی در مقایسه با دیگران به احتمال بیشتری به مصرف مواد روی می آورند. از نظر ژنتیکی، سابقه ی مصرف مواد در خانواده فرد نشان دهنده بالاتر بودن ریسک مصرف مواد در فرد است. عوامل محیطی مانند حضور در محل هایی که مصرف مواد بالاست، در دسترس بودن مواد در برخی از محله ها، فشارزا بودن و حمایت گر نبودن محیط، تنهایی و افسردگی، همگی احتمال ابتلا را بالا می برد. تجربه نشان داده است حضور تنها یک مواد فروش (ساقی) در یک محله یا یک مدرسه می تواند باعث گرفتار شدن تعداد زیادی از جوانان شود. فقر فرهنگی و اقتصادی هم یکی دیگر از عوامل خطر ساز است. نا آگاهی خانواده ها، سبک های تربیتی نادرست، عدم نظارت والدین بر نوجوانان،نبودن رابطه دوستانه بین نوجوانان و والدین نا آگاهی خود نوجوانان در مورد مواد مختلف و خاصیت اعتیاد آوری آنها، عدم وجود مهارت های ارتباطی در نوجوان نبودن جراتمندی لازم برای ((نه)) گفتن و همین طور بی تجربگی و دانش اندک اولیا و مربیان در رابطه با مواد نیز از عوامل تاثیر گذار است. در نهایت عدم توجه به نیازها و هیجان جویی های طبیعی یک نوجوان و ایستادن در برابر خواسته های منطقی آنها می تواند از عوامل پناه بردن یک نوجوان به مصرف مواد باشد.

 

وظیفه ما چیست؟

با توجه به مقدمه مطرح شده، این سوال مطرح می شود که وظیفه اولیا و مبیان در این رابطه چیست؟ در ادامه سعی می شود به صورت موضوعی هر مورد به طور خلاصه تشریح شود:

آموزش مهارت های زندگی: مهم ترین نکته در پرورش فرزندان، آموزش مهارت های روانشناختی به نوجوانان است. این مهارتها می تواند شامل این موارد شود؛ کنترل خشم، جراتمندی اجتماعی، مهارت در برقراری روابط مفید اجتماعی، مهارت های حل مسئله، نوع برخورد با همسالان و غیره. . . . این مهارت ها می تواند هم از طریق والدین و هم از طریق مشاور و روانشناس در مدرسه و بر اساس بسته های آموزشی مدون آموزش داده شود.

شناسایی نوجوانان در معرض خطر: با توجه به مطالبی که در ابتدا گفته شد، لازم است نوجوانانی که در مقایسه با دیگر همسالان خود در معرض خطر بیشتری از نظر ابتلا به مصرف مواد هستند شناسایی شده و مورد توجه بیشتر قرار گرفته و مداخلات لازم انجام شود. همانطور که ذکر شد حضور یک یا چند فرد معتاد در خانواده، فقر مالی و فرهنگی، ضعف تحصیلی، صفت های شخصیتی پرخاشگرانه، زندگی در مناطق جرم خیز، تکانشگری بالا و نوجویی افراطی از عوامل خطر هستند. علاوه بر این حضور مشاوران آگاه و تیز بین در مدارس که بتوانند رابطه ای صمیمی و دوستانه با دانش آموزان برقرار کنند می تواند این امر را تسهیل کند.

آگاهی بخشی و آموزش نوجوانان: با افزایش روز افزون تولید مواد مخدر و محرک صنعتی و شیمیایی مانند کراک وشیشه لزوم آگاهی بخشی به نوجوانان بیشتر حس می شود. در همین رابطه لازم است در کلاس های درسی و به صورت کارگاهی در مورد این مواد بحث شود. دانسته های نوجوانان در مورد این مواد مورد موشکافی قرار گیرد و اطلاعات غلط آن ها اصلاح شود. به عنوان نمونه هنوز، بسیاری از جوانان معتقدند که شیشه اعتیاد آور نیست در حالیکه واقعیت این است که نه تنها شیشه به شدت اعتیاد آور است بلکه به علت نوع و ماهیت این اعتیاد ترک این ماده نیز بسیار دشوار است و مصرف آن عوارض برگشت ناپذیری را به مغز انسان تحمیل می کند. نمایش فیلم های آموزشی و حتی سینمایی با محوریت مصرف مواد نیز می تواند تاثیر پیشگیرانه شگرفی داشته باشد.

فراهم کردن امکانات برای ارضای هیجان جویی نوجوانان: همانطور که می دانیم میل به هیجان جویی و شادی طلبی در نوجوانان در حد بالایی وجود دارد. گرایش به سمت انکار این ویژگی در نوجوانان و جوانان و سرکوب کامل آن، باعث تغییر جهت آن به سمت اعمال مخرب از قبیل مصرف مواد می شود. در عوض باید این نیازها شناسایی شود، در برخی موارد حتی تقویت شود در فضایی رقابتی و پرنشاط به سمت وسوی سازنده و مفید هدایت شود. برگزاری جشن ها، مسابقات ورزشی، اردوهای آموزشی، کارگاه های تخصصی و هدفمند می تواند ما را در نیل به این هدف یاری رساند.

آموزش و ارتقای آگاهی معلمان و والدین: توصیه می شود کارگاه های آموزشی با محوریت بحث اعتیاد و مصرف مواد، صرفا با حضور والدین و معلمان و با حضور متخصصین امر برگزار شود تا معلمان و والدین از نظر بنیه علمی لازم برای ورود به این عرصه و مداخله در این زمینه تقویت شوند. در همین رابطه لازم است مانند بسیاری از کشورها واحدهایی در رابطه با مواد و اعتیاد و حتی آموزش مهارت های زندگی در بین دروس گنجانده شود.

همکاری مدارس با مراکز پژوهشی، درمانی و دانشگاه ها: از آنجایی که اخیرا در دانشگاه ها و موسسات پژوهشی کشور، تحقیقات زیادی در رابطه با شیوع و علل گسترش اعتیاد در کشور انجام شده است، می توان دست نیاز به سوی این موسسات و محققین آن ها دراز کرد تا بتوانیم از داده های ارزشمند پژوهشی آن ها در مدرسه و خانه استفاده کنیم. بسیاری از اساتید و دانشجویان حاضر در این بخش ها حاضراند با کمترین چشمداشت وارد این عرصه شده و تجربیات گرانبهای خود را در اختیار اولیاء امور قرار دهند.

همکاری با نیروی انتظامی و ستاد مبارزه با مواد مخدر:  بهره گیری از پرسنل نیروی انتظامی در مدارس، علاوه بر اینکه می تواند سبب تلطیف رابطه مردم و پلیس شود می تواند فرصتی باشد برای استفاده از تجارب این عزیزان در رابطه با مواد مخدر و تبعات مصرف آن. تجربه نشان داده است که در اینگوه جلسات سوالات زیادی برای جوانان پیش می اید که پاسخ به آنها از سوی یک فرد خبره می تواند سبب افزایش آگاهی جوانان شود.

طبیعی است که بر اساس منطق پیشگیری اولیه تلاش کنیم در حد امکان از ابتلای نوجوانان و جوانان به اعتیاد پیشگیری کنیم. چراکه بعد از ابتلای فرد به این بیماری، درمان آن بسیار دشوار، پرهزینه و با احتمال عود بسیار بالایی خواهد بود. هزینه ایی که به فرد معتاد، خانواده او، جامعه و دولت وارد می شود بسیار بیشتر از هزینه ای است که باید در راه جلوگیری از آن صرف کرد. اگر نوجوان از نظر تربیتی به آن از پختگی و آگاهی لازم دست یابد، حتی با وجود در دسترس بودن مواد هم احتمال گرفتار شدن او بسیار کاهش خواهد یافت. رسیدن به این مهم جز از طریق همکاری مدارس، نیروی انتظامی، دانشگاه ها، شهرداری و دیگر ارگان های مرتبط با این موضوع، ممکن نخواهد بود.

 

فرزاد فرهودی

کارشناس ارشد روانشناسی بالینی

درمانگاه تخصصی مغز و اعصاب و روان بهمن