1. Skip to Menu
  2. Skip to Content
  3. Skip to Footer>

منو - کلینیک

  

یکی از مسایل مهم در کودکان طیف اتیسم ارتباط کلامی آنهاست که یکی از نگرانی های عمده والدین در جلسه ارزیابی می باشد. اگرچه این کودکان در اکثر حیطه های ارتباطی دچار مشکل هستند و نمی توانند تعامل کارآمد را با اطرافیان برقرار نمایند اما شاید مهمترین نمود آن ناتوانی در مهارت های کلامی باشد که به شدت خانواده های درگیر این اختلال را رنج می دهد؛ چنانکه اکثر والدین در مراجعه به کلینیک تاکید بر ایجاد گفتار دارند حال آنکه زبان زیربنای ایجاد گفتار است.

رشد مهارت های کلامی 2 حیطه دارد، یکی زبان و دیگری گفتار. که برای ایجاد مهارت های کلامی این دو حیطه باید متناسب با یکدیگر رشد کند و رشد زبان مقدم بر گفتار است و زیربنای گفتار همان شناخت یا بهتر بگوییم تفکر زبانی است. تفکر در مورد زبان همانند یادگیری سایر مهارت ها مثلا کار با کامپیوتر است برخی از افراد فقط جلوی کامپیوتر می نشینند و با کلیدهای آن کار می کنند. به نظر میرسد آنها به طور خودکار میدانند چه کاری انجام دهند. افراد دیگری هم هستند که تنها برای روشن کردن دستگاه نیاز به کمک دارند. کودکان طبیعی در فرایند زبان آموزی کلمات را بطور خودبخودی فرا می گیرند و بعد از آن بطور ذاتی می دانند که چگونه از این کلمات برای ارتباط اجتماعی مؤثر استفاده کنند اما در کودکان طیف اتیسم نیاز به آموزش های خاص در این زمینه وجود دارد. اغلب خانواده های این کودکان گمان میکنند اگر کودکشان صحبت کند همه چیز درست می شود حال آنکه گفتار نابجا و ناکارآمد نه تنها مشکلی از کودک حل نمی کند بلکه بر مشکلاتش می افزاید. در کنار افزایش خزانه واژگان حتماً باید بسترهای ارتباطی نیز آموزش داده وتقویت شود وگرنه در نهایت با کودکی روبرو خواهیم بود که گفتاری طوطی وار و تهی دارد که از کارکرد اصلی ارتباط گفتاری که همان رفع نیازها یا بیان احساسات می باشد در آن خبری نیست. فرض کنید کودک کلمه (سیب)را بیان می کند اما نمی داند این کلمه را کی و کجا باید بکار ببرد و آن را در موقعیت های نابجا استفاده کرده و هم خود و هم دیگران را دچار سردرگمی می کند. بنابراین گفتار به تنهایی کودک را تبدیل به یک شریک ارتباطی موفق نخواهد کرد و مجموعه ای از مهارت هاست که ارتباط کلامی یا غیر کلامی معنادار را شکل می دهد. از این رو تمرکز برنامه درمانی به این مسأله یک نیاز بسیار جدی بوده و تشخیص زودهنگام و متعاقب آن مداخلات درمانی از اهمیت بسزایی برخوردار است. در کلینیک گفتاردرمانی ما با تعداد ناهمگنی از کودکان طیف اتیسم برخورد می کنیم و در آن هایی که تشخیص زودهنگام و بعد از آن مداخله های دارویی و توانبخشی  انجام می شود بهترین نتیجه را می گیریم. بنابراین آگاه نمودن خانواده ها از ماهیت مشکل کودکانشان  مسئولیت سنگینی است که بر عهده ماست.

و اما کلام آخر اینکه: امیدوارم با همکاری و هماهنگی بین اعضای تیم درمانی کودکان طیف اتیسم آینده امید بخشی برای آنها رقم بزنیم.

 

معصومه سادات ریاحی

کارشناس گفتاردرمانی

درمانگاه تخصصی مغز و اعصاب و روان بهمن